بنام خداوند دادگر و توانا
تاریخ علمیست که مجموعهیی از فراز و فرودها، شکستها و پیروزیها، اُمیدها و یأسها، عقبگردهای جنبشها، سازمانها، فرمانرواییها، عملکرد اشخاص و افراد و…. را بررسی و داوری قرار میکند. تاریخ به گذشتهها میپردازد و بدون حب و بغض، خوشبینی و بدبینی رخدادهای گذشته را واکاوی میکند و مشعل رهنمایی برای آینده به دست میدهد.
در پرتو تجارب تاریخی، مبارزۀ مردم افغانستان همواره میان دو شاخص متضاد قرار داشته است؛ تضادهایی که پایههای اصلی محتوای دردناک و زجرآور، اما باشکوه تاریخ کشور ما را تشکیل میدهند. ستیز میان ستمکش و ستمگر، داد و بیداد، ارزشهای مترقی و احکام ارتجاعی، و آزادی و اسارت، ارزشهای تابناکیاند که همواره فرزندان اصیل وطن به پاس ندای پرصلابت تاریخ برگزیدهاند و برای تحقق آن آرمانهای انسانی، قربانیهای بیحسابی دادهاند.
اما دردا و حسرتا که با وصف آنهمه جانفشانیها و فداکاریها، به قول میر غلاممحمد غبار مبارز بیهمتا: «بعد از هر غسل خون و آتش، همان پیراهن چرکین گذشته را به تن میکنند.» مردمی که بار تمام مصائب و مشقت را در سَیر تاریخ وطن به دوش کشیده اند، فرزندان اصیل این مرز و بوم اند. با تأسف برخلاف سَیر تکاملی، تاریخ در کشور ما سَیر قهقرایی و عقبگرایانه داشته و رویدادهای اسفانگیز و دردناک گذشته، بطرز مشابه با بازیگران تازه یکی پی دیگری، باربار تکرار شده اند، چنانچه در همین اثر روایت شده است:
«استبداد پس از هرج و مرج و هرج و مرج پس از استبداد، تاریخ گذشتۀ ما غير ازین دو فصل نیست. … درخت آرامش و سکون ما همیشه با خون آبیاری شده و با ظلم و شقاوت و بیرحمی و جنایت تغذیه نموده، وقتی به ثمر رسیده است که ریشه آن گندیده و پوسیده شده … این تودۀ بینوا گوسفندوار، میلیون میلیون زیر تیغ ظلم و شقاوت عدۀ معدود گردن نهاده و در نتیجه همین مغز کرخ است که دیوانهوار جلادان خود را ستایش کرده آنها را پیامبر و عادل و کبیر نامیده اند. …»
استعمار خارجی و ارتجاع داخلی در کشور ما همواره در همدستی با یکدیگر در تلاش بوده اند تا جوهر معنویت و شرافت ملی مردم ما را سلب کنند و آنرا از ارزشهای پُربار تُهی سازند، تا نسلی بیتفاوت در قبال تاریخ و ارزشهای شکوهمند وطن به بار آورند. حسرتا که تا حد زیادی در این توطئه رذیلانه موفق نیز بوده اند. اینجاست که ما یکبار دیگر در برابر آزمون بزرگ بازخوانی رویدادهای تاریخی وطن قرار میگیریم و به سخن برگزیدۀ زندهیاد نهرو «ملتی که تاریخ نخواند، محکوم به تکرار تاریخ است» استناد میکنیم.
نخستین «جنبش مشروطیت» در کشور ما، در ربع نخست قرن بیستم میلادی، در واکنش به مستعمره بودن کشور از سوی هند بریتانوی، فساد اداری، خودکامگی و استبداد امیر حبیبالله و درباریان غرق در فساد، عقب ماندگی جامعه و انحطاط تمدن، از جانب فرزندان فداکار و اصیل وطن در برابر ندای میهن و نیاز عصر، با پخش و نشر «سراجالاخبار افغانستان» پیریزی گردید.
افسوس که با افشای نخستین نهضت نجاتبخش، ماشین سرکوب به کار افتاد ، شماری اعضای آن به توپ بسته شدند، بیشترینه راهی زندان و شکنجه گاه گردیده و یا تبعید شدند. اما آرمانها و ایدههای ترقیخواهی، قانونمداری، ترویج و توسعه معارف و تمدن، استقلال و آزادی سیاسی کشور که آنها مطرح و به گوشها و ذهن هموطنان رسانیده بودند، از جانب وارثین نهضت به عنوان خواستهای روز باردگر سرلوحۀ مبارزات سیاسی مطرح شد و با آغاز نشر «سراجالاخبار افغانیه» منجر به تشکل دومین جنبش مشروطیت در کشور گردید.
قابل تذکر است که جوانههای جنبش مشروطیت با تمام فراز و فرودهایش در سَیر تاریخ همچنان پُربار بوده است و آخرین حلقات و بقایای این جنبش در وجود احزاب وطن و خلق به رهبری شادروانان غبار و محمودی در دورۀ نهضت هفت شورا با استفاده از دموکراسی نیم بند دورۀ صدارت شاه محمودخان در صحنه مبارزات سیاسی کشور بازتاب یافت که در متون تاریخی بنام جنبش سوم مشروطیت کشور ما یاد شده است.
«نخستین کتاب دربارۀ جنبش مشروطه خواهی در افغانستان» عنوان بامسمایی است که توسط دانشمند گرامی پوهاند سید سعدالدین هاشمی برای واکاوی این دورۀ تاریخ جنبش کشور در دو جلد تألیف گردیده است. ویژگی برجستۀ این اثر، همانطوری که از عنوان آن پیداست، اینست که مؤلف با سابقۀ تحصیلات اکادمیک، تألیف، پژوهش و تحقیق، تدریس و استفاده از منابع موثق و معتبر تاریخی و گفتگوهای مستقلانه با بازماندگان و اعضای نهضت اول و دوم مشروطیت، برای نخستین بار در چارچوب یک اثر مستقل و مستند، مراحل تشکل جنبش مشروطیت، خاستگاه و بستر تاریخی اندیشههای مشروطیت میان روشنفکران، نهضتهای مشروطیت در کشورهای همسایه و منطقه، عوامل داخلی و زمینههای خارجی (از جمله تأثیرگذاری جنگ جهانی اول، انقلاب کبیر اکتوبر در شوروی، مبارزات آزادیخواهان هندی) را به بررسی گرفته و فراز و فرود آنرا بیان نموده است.
در فصل اخیر این اثر پُراَرج، مؤلف به بررسی و شرح زندگینامه اعضای نهضت مشروطیت خواهی کشور ما پرداخته است که به باور بنده بحیث کارنامۀ پرُافتخار کار و پیکار مبارزین انقلابی کشور ما همواره بر تارک تاریخ کشور ما خواهد درخشید. مبارزینی که داوطلبانه با ایثار و از خودگذشتگی، نامهای خود را جاودانه ساختند.
آری! اینان قلب پرتپش تاریخ جنبش مشروطیت و مایۀ افتخار ما هستند.
ناگفته نباید گذاشت که مؤلف، محتوای اولیه و ناتمام این اثر را با امکانات دست داشته در سال ۱۹۷۵ میلادی بحیث یک جزوۀ درسی در پوهنتون کابل بچاپ رسانده بود. در این باره زنده یادان غبار، حبیبی، فرهنگ، مبارز، پوهنیار و …. نیز به تألیف و خلق آثار مختلف بصورت جداگانه و یا ضمیمهیی در حوزۀ تاریخ جنبش مشروطیت کشور ما همت گماشته اند.
آنگونه که پوهاند هاشمی نگاشته اند، اثر هذا طی پژوهشهای گسترده و وسیع در دورۀ مهاجرت به انگلستان و دسترسی به منابع بیشتر، تکمیل گردیده و از آثار نویسندههای فوقالذکر نیز به حیث مآخذ معتبر و مستند در این اثر مدد جسته است.
طوریکه هر جامعه سَیر تکاملی خود را میپیماید، اوضاع و احوال مصیبتبار کنونی نیز به هیچ وجه پایان تاریخ نیست، اکنون مثل هر زمان دیگر داعیه ترقی، بَسط و انکشاف مُدِرنیته، آزادی بیان و اندیشه و دموکراسی خواهی در برابر روشنفکران و نیروهای ملی و ترقیخواه کشور قرار دارد. به باور من بدون بازخوانی تاریخ نهضت مشروطه خواهی کشور ما که حیثیت درسنامه و قطب نما را دارد، تشکل هیچ جنبش ملی و مترقی امکان پذیر نخواهد بود.
خوشبختانه برای دسترسی سهل هموطنان و مخصوصاً نسل بالندۀ وطن به این اثر، شخصیت گرانقدر فرهنگی جناب محمد قاسم آسمایی و انتشارات راه پرچم به سلسله نشرات آثار مختلف کمیاب و نایاب در حوزههای مختلف تاریخ، سیاست، فلسفه، ادب و فرهنگ وطن، اقدام به نشر دیجیتال جلد دوم این اثر پُراَرج و بی بدیل نموده است (جلد اول آن از جانب انتشارات راه پرچم قبلاً همگانی شده است) که بنده نه تنها این اقدام ایشان را قابل تکریم و تبجیل دانسته، بلکه برای همه آنهای که مشعل روشنگری را بدست داشته و روزنه یی برای جستجو و دستیابی به حقایق تاریخی را برای نسل نوین و نسل های آینده گشوده اند، توفیق هر چه بیشتر در پیشبرد امور اعتلای فرهنگ روشنگری در کشور آرزو مینمایم.
برای پوهاند صاحب هاشمی که نامشان در ردیف تاریخ نگاران و محققین برجسته تاریخ کشور ما قرار دارد و با تأسف با بیماریهای دوره کهولت روزگار را میگذرانند، سلامتی، تندرستی و طول عمر آرزو مینمایم.
به عنوان حُسن ختام و اَرجگزاری به آن سَرهای شوریده و انسان های دادخواهی که دست رد به رسم بندگی زده و با خون خود تاریخ را گلگون ساخته اند، بازهم این پیام عبدالهادی داوی یکی از مشروطهخواهان پیشگام که سالها را در زندان استبداد سپری کرد، به خوانندگان گران اَرج تقدیم میدارم.
اگر کام تو در کام نهنگ است
و گر زیر دندان پلنگ است
برآور دست و برزن آستین را
که ناکامی برای مرد ننگ است
با حرمت بیکران
داکتر آرمان عظیمی
سپتامبر۲۰۲۶م./میزان ۱۴۰۵خ.
روستای خُم زرگر ولایت کاپیسا
نخستین کتاب درباره جنبش مشروطه خواهی در افغانستان – پوهاند سید سعدالدین هاشمی






























