
چهل سال از این روز سیاه گذشت و من لازم دانستم که حقایق همان روز را بدون کم و کاست بنویسم تا همه بدانند که چرا چنین شد .
بتاریخ 4 می 1986 میلادی مصادف به ” 13 ” ثور همان زمان در اثر مداخله مسقیم گرباچوف که در کنگره ” 26 ” حزب کمونیست شوروی در مارچ 1985 به حیث منشی عمومی حزب کمونیست شوروی انتخاب گردید بود زمینه تدویر پلینوم ” 18 ” زیر برچه نظامیان شوروی فراهم گردید و این زمینه به تعقیب ملاقات اولی گرباچوف با ببرک ” کارمل ” بعد از کنگره ” 26 ” حزب کمونیست که در مارچ 1985 تحقق یافته بود و هم بعد از ملاقات دومی گرباچوف که در سپتامبر 1985 بین هیئت افغانستان به رهبری ببرک ” کارمل و هیئت شوروی به رهبری گرباچوف در قصر کرملین صورت گرفته بود اتفاق افتاد .
در ترکیب هیئت حزبی و دولتی افغانستان در سپتامبر 1985 میلادی ذوات ذیل به رهبری ” ببرکارمل ” هریک اقایان سلطان علی کشتمند ، صالح محمد زیری ، داکتر نجيب الله ، نظر محمد وزیر دفاع و سلیمان لایق حضور داشتند.
ملاقات بیش از ” 4 ” ساعت در فضای پرتشنج بین گرباچوف و ببرک ” کارمل ” بتاریخ 9 سپتامبر 1985 بدون کدام اعلامیه رسمی به پایان رسید .
بلی ؛ دوستان گرامی و هموطنان عزیز ! گرباچوف بعد از این ملاقات غرض تعویض ببرک کارمل به ” KGB ” و مشاورین شوروی مقیم در افعانستان دستور داد که زمینه برکناری ببرک کارمل را مساعد بسازند . ” KGB ” و مشاورین شوروی در این جهت دست بکار شدند و تخم جاطلبی ، خودخواهی و نفاق را در بین رهبران دست اول بیروی سیاسی بزر و چاق کردند .
سر انجام در اواخر ماه مارچ 1986 میلادی گرباچوف در تفاهم با بیروی سیاسی ” ح ، د ، خ ، آ ” ببرک کارمل را به بهانه معاینات صحی ، استراحت و ملاقات ” دو ، بدو ” با گرباچوف به شوروی فرا خواند ، که در اصل این تبعید بود نه تداوی ، نه استراحت و نه ملاقات ” دو بدو ” .
البته این یک توطئه نهایت خطرناک و دور از چشم کادر ها و صفوف حزب غرض برکناری ببرک ” کارمل ” از سوی گرباچوف در تبانی با داکتر نجيب الله و اکثر اعضای بیروی سیاسی به استثنای محترمه ” راتب زاد ” و محترم ” گلبزوی ” بود زیرا گلبزوی ببرک کارمل را ” پلاره یا پدر ” خطاب میکرد و رضایت به برکناری او نداشت ، بود .
از این توطئه و دسیسه گرباچوف در تبانی با داکتر نجيب الله و اکثر اعضای بیروی سیاسی خودخوا ، جاطلب ، فرکسون باز و مقام طلب من ” جلیل صدیقی ” که در انزمان معاون کمیته حزبی ناحیه پنجم شهر کابل بودم یکجا با کادر ها و صفوف حزبی شهر کابل هنگامی اگاهی حاصل نمودیم که “ظهور رزمجو ” منشی کمیته حزبی شهرکابل بروز هفتم ثور روز تجلیل از کودتای خونین که بنام انقلاب ثور یاد میشد از اشتراک کنندگان خواست که تصاویر ببرک “کارمل ” که هنوز هم رهبر حزب بود را حمل نکنند که با مقاومت رزمندگان دلیر و وفادار به حزب مواجه گردید ولی با انهم از برخی جاده ها و چهاراهی ها تصاویر بزرگ ببرک “کارمل ” را با بی حرمتی به زیر کشیدند که این خود نشانه از یک توطئه و برکناری رهبر حزب بود .
به فردای هفت ثور تمام سازمان های حزبی شهر کابل ، اتحادیه های صنفی ، سازمان دمکراتیک جوانان شهر کابل و سازمان دمکراتیک زنان افعانستان از توطئه و دسیسه بیروی سیاسی ” ح ، د ، خ ، آ ” در تبانی با گرباچوف اگاه شدند و دست به حرکات مدنی از قبیل مظاهره ، اعتصاب و نوشتن اطلاعیه ها پرداختند که تنها روزانه به صد ها نوشته به ضد بیروی سیاسی و شوروی ها و به دفاع از ببرک ” کارمل ” به ناحیه پنجم و دیگز نواحی شهر کابل مواصلت میکرد و من که معاون کمیته حزبی ناحیه و مسوول جمع آوری اطلاعات ناحیه پنجم بودم ، همه را جمع وری و در پایان روز به کمیته حزبی شهر کابل می سپردم .
سرانجام در اثر همین فشار های مدنی ، سیاسی و اطلاع رسانی بود که شوروی ها و بیروی سیاسی ” ح ، د ، خ ، آ ” تصمیم به لغو تبعید و باز گشت ببرک ” کارمل ” به کابل شدند .
تاریخ دقیق آنروز بیادم نیست ولی میدانم که روز پنجشنبه بعد ظهر بود که آوازه شد رفیق ” ببرک کارمل ” امروز بر میگردد .
اکثر رفقای زن و مرد راهی میدان هوائی شدیم ، هنگامیکه به چهاراهی صحت عامه رسیدیم با پلیس ضد شورش که راه را بسوی میدان هوائی مسدود کرده بودند مواجه گردیدیم .
پلیس شهر کابل تحت امر ظهور ” رزمجو ” و قوماندان آمینه شهر کابل ” جنرال سیف الله ” به رفقای که میخواستند غرض پذیرای رفیق ” کارمل ” بسوی میدان هوایی بروند با دنده های برقی و سگ های تعلیمی حمله کردند ، ولی رفقا با شعار های زنده باد ببرک کارمل و نابود باد اعضای بیروی سیاسی، مرگ به گرباچوف و مرگ به داکتر نجيب الله پا فشاری کردند . در همین گیرو و دار دیدیم که رهبر حزب خلاف معمول قبلی در یک موتر والگای روسی مشاهده شد ، و از کنار ما گذشت همه بسویش دویدند ، مگر طبق دستور کودتاچیان پلینوم ” 18 ” موتر توقف نکرد و رهبر حزب را بسوی ارگ بردند .
به فردای آنروز که روز ” جمعه ” بود در چهاراهی آریانا در حدود ” 5000 ” تن از کادر ها ، فعالین و صفوف حزب دمکراتیک خلق افعانستان حضور یافتند و همه با یکصدا
تقاضای ملاقات با ببرک ” کارمل ” را نمودند ، ظهور رزمجو با جنرال ” سیف الله ” و عده از کارمندان خاد ، غرض شناسی و نشانی طرفداران ببرک ” کارمل ” در گوشه و کنار چهاراهی اریانا حضور داشتند ولی مظاهره کنندگان بی هراس با شعار های مرگ به گرباچوف ، مرگ به نجيب ، مرگ به بیروی سیاسی و زنده باد ببرک “کارمل ” بسوی ارگ حرکت کردند و با فشار و قوت تمام اولین دروازه ارگ را که در نزدیکی چهاراهی اریانا قرار داشت را شکستند و داخل ارگ شدند . اگرچه سربازان ارگ در اول کمی مقاوت کردند ولی بعد راه را کشودند و ما تظاهر کنندگان داخل ارگ شدیم و اطلاع رسید که رفیق “کارمل ” در کوتی باغچه تحت نظارت است .
هنگامی که به نزدیک درب کوتی باغچه رسیدیم عساکر روسی با تفنگ های کله کوف و یک عراده تانک که در مقابل دروازه کوتی باغچه بود مانع رفتن ما به کوتی باغچه شدند ولی رفقا با یک صدا میگفتند که ما ملاقات با رهبر محبوب خود ” ببرک کارمل ” را میخواهیم .
در همین شور و هلهله امر سیاسی گارد رفیق ” روند ” که در بالای بام بود صدا میکرد رفقا ارامش تان را حفظ کنید ، نیم ساعت بعد رفیق” کارمل “خود می اید با شما صحبت میکند ، روز به پایان رسید ولی نیم ساعت نه ، این را در همان روز چندین بار تکرار کرد ، سر انجام خلق همه به تنگ آمد و رفقا هریگ غوث” کارگر ” و جان
گل کارگر با چند کارگر از جنگلک و افسوتر بالای تانگ دم درب بالا شدند که انطرف غرض دیدار با رفیق ” کارمل ” بروند که عساکر روس که در بالای درب با کله کوف های خود قرار داشتند دست به ماشه شدند که فیر کنند از بالا رفیق روند و از پائین من با اسرار رفقا را از پریدن به انسو منع کردیم ، به یقین اگر رفقا انطرف درب جای که رفیق “کارمل ” زندانی بود می پریدند . عساکر وحشی روس حکم قتل عام رفقا را داشتند .
روز به پایان رسید ، اما خبری از دیدار با ببرک ” کارمل ” بگوش نرسید تا اینکه قومندان گارد رفیق ” عزیز حساس” حولی شام امدند و از مظاهره کنندگان خواهش ترک ارگ را کردند ، در اول کمی مقاومت صورت گرفت بعد که رفیق سالم” فخری “منشی ناحیه دهم ، رفیق اسد “راهیاب ” منشی ناحیه اول ، معاون ناحیه چهارم ، و من که در انجا حضور داشتیم از رفقا تقاضا کردیم که ارگ را ترک کنند و فردا یک مظاهره بزرگ را در مقابل دروازه مرکزی ارگ برگزار می نمایم .
اما متاسفانه که ان رفقایکه ان شب در خانه های خود بودند دستگیر و من که خانه خسرم کارته نو رفته بودم از چنگ گرفتاری نجات پیدا کردم ، اگرچه ظهور رزمجو رفیق صلاح الدین ” عمرخیل ” مسوول عدل دفاع شهر را با دو پلیس بخانه من اعزام و خانه من را در حضور مادر و خواهرم تلاشی کردند و من را پیدا نکردند و من فردا وقتی از کارته نو بسوی خانه حرکت کردم در تمام چاراهی ها تانکهای زری پوش قرار داشت و زمانیکه به خانه خود در بلاک 127 مکرویان سوم رسیدم دیدم که چهار تن که دو تن در لباس ملکی و دو تن در لباس پلیس در مقابل دروازه پایینی بلاک ما کشک میدهند . من بی اعتنا داخل درواز ورودی شدم و بسوی خانه خود که در منزل پنجم بود رفتم . مادر و
خواهرم از تالاشی خانه ما توسط رفیق ” صلاح الدین ” بمن خبر دادند .
من در خانه بودم که یک ساعت بعد دریور ناحیه ما با دو پلیس درب خانه من را کوبیدند و دریور گفت که بدستور ظهور ” رزمجو ” آمدیم که ترا ناحیه ببریم .
من با ایشان پائین شدم دیدم که ان چهار نفر دیگر انجادنیستند ، هنگامی که به ناحیه پنجم رسیدم ، منشی ناحیه پنجم رفیق ” حمیدی ” بالایم صدا زد که بیا ظهور “رزمجو” با تو صحبت میکند .
رفیق حمیدی گوشی را بمن داد من که بلی گفتم ، ظهور “رزمجو ” با الفاظ نهایت کوچه و بازاری به رفیق”کارمل ”
دشنام داد و با کلمات زشت و دور از کرامت انسانی من را نیز توهین کرد ” او به من گفت که اگر شب در خانه می بودی ترا نیز مثل ان کارملیست های ماجراجو زندانی میکردم و حالا برایت فرصت میدهم که اگر جلو مظاهری را که قرار است در انستیتوت علوم اجتماعی کمیته مرکزی حزب که در کنار ناحیه شما است صورت میگیرد را نگیری ترا نیز زندانی میکنم و از این قبیل حرف های تهدید آمیز ” من بجوابش گفتم ، من از زندان و از اعدام اگر میترسیدم در سال ” 1348 ” خورشیدی عضو حزب نمی شدم ، دستت خلاص هرچه در چنته داری دریغ نکن .
من به انستیتوت کمیته مرکزی رفتم نه بخاطر جلوگیری از مظاهره ، بلکه بخاطر تشویق رفقا به مظاهره زیرا در انجا از تمام ولایات کادر ها و فاعلین وجود داشت و اگر در انجا مظاهره نمیشد ، گروهی کودتاچیهای پلینو ” 18″
با خاموشی انستیتوت علوم اجتماعی و سیاسی به خود کریدت حزبی میگرفتند.
بلی ؛ در ملاقاتم با منشی سازمان اولیه رفیق نجيب و معاون سازمان اولیه رفیق محمدالله بتاش و رئیس انستیتوت رفیق جانعلی دانستم که هیئت رهبری حزبی و اداری انستیتوت طرفدار مظاهره هستند و من هم انها را همراهی کردم ، که در نتیجه مظاهره در صحن انستیوت به ساعت ” 12 ” بجه روز شنبه آغاز و با قوت تا مداخله پلیس ضربتی ادامه یافت و بعد از مداخله رفقا پراگنده و عده ای از محصلین پسر و دختر دستگیر و برای ” 24 ” ساعت زندانی و دو روز بعد من را نیز از سمت معاونیت ناحیه پنجم حزبی برطرف و خانه نشین کردند .
دوستان عزیز و هموطنان گرامی !
من که شاهد این روز های تلخ و کودتای بدون خونریزی داخل حزب دمکراتیک خلق افعانستان بودم با صراحت میگویم که این کودتای جاطلبانه رهبران خودخوا ، مغرور ، فرکسونباز و پله بین مهر اضمحلال ” ح ، د ، خ ، آ ” و دولت جمهوری دمکراتیک خلق افعانستان را بر پیکر نیروهای صادق ، وطنپرست و ترقیخوا افعانستان زد از یکطرف و از طرف دیگر میهن را بسوی قرن حجر سوق داد که مسوولش همین رهبران جاطلب بوده و هستند تاریخ نام ایشان را بخط سیاه نبشته کرده و خواهد کرد .
با حرمت
بیشتر در همین مورد
برای دسترسی هر نوشته روی تصویر کلیک کنید.

حزب دموکراتیک خلق افغانستان
و
دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان درگذرگاه تاریخ مستند
اهدا به آنهایکه خواستار تحقیق وتتبع مستقل و بیطرفانه در بارۀ تاریخ کشور اند.
صفحه انترنتی راه پرچم افتخار دارد که مجموعۀ از اسناد ، روزنامه ها، کتاب و… مربوط ح.د.خ.ا و دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان را که طبع و نشر گردیده است همراه با یاداشت ها و دیدگاه ها و مقالات و پژوهش های داخلی و خارجی تقدیم شما نماید.
بازپخش اسناد حزبی ح.د.خ.ا ودولت جمهوری دموکراتیک افغانستان که حاوی اعلامیه ها، تصامیم وموضعگیری های دولت با اضافه خبرها وتحلیل های پیرامون اقدامات عملی آن دولت، در جهت خدمت به هموطنان است؛ میتواند منبع موثق ودقیق برای تحقیق وتتبع کسانی قرار گیرد که خواستار تحقیق وتتبع مستقل و بیطرفانه در بارۀ حوادث کشور اند.
ضرورت به یادآوری است که در نتیجه سقوط غم انگیز دولت در ثور سال 1992 و تسلط جهادی ها برمال و دارایی عامه و چوروچپاول موسسات دولتی، سبب گردید تا قسمت بیشمار اسناد، مدارک و نشرات دولتی وحزبی دوران کار وپیکار حزب و دولت از بین رفته و منابع بسیار مهم تحقیق و تتبع برای نسل های آینده ضایع و تنها به شکل پراگنده اینجا و آنجا بعضی مدارک و نشرات از چپاول در امان باقی بماند. راه پرچم به نوبه خود از همه موسسات وافرادی که این اسناد و مدارک را حفظ و همگانی ساخته و یا هم در اختیار ما قرار داده اند، صمیمانه اظهار شکران می نماید وموفقیت بیشتر آنها را در دریافت و همگانی ساختن آن خواهان است.
امیدواریم به کمک اعضای حزب وسایر هموطنان نیک اندیش، سلسله جستجو و دریافت نشرات و مدارک بیشتر را در این عرصه ادامه داده و یقیناً با دریافت آن، آنرا همگانی خواهیم ساخت.
همچنان امیدواریم بتوانیم به کمک رفقا ودوستان کلکسیون های سالهای بعدی روزنامه ها، جراید، مجلات وسایر نشرات جمهوری دموکراتیک افغانستان و اسناد ح.د.خ.ا را جمع آوری، تدوین ودر خدمت شما هموطنان گرامی وپژوهشگران تاریخ کشور قرار دهیم.
قابل یادآوری است که گرداننده های راه پرچم با تمام نیرو و درک مسولیت تا حال سعی نموده اند هرچه بیشتر در این زمینه فعال و موثرکار نمایند .
راه پرچم
بیشتر در
صفحه انترنتی راه پرچم
—




































