چندی پیش مطلبی در خصوص راه پیمایی پیروزمند کارگران تفحصات نفت و گاز ولایت جوزجان نشر و پخش گردید، در آن گزارش تذکر رفته بود که کارگران شهر پلخمری نیز آماده بودند تا آن راه پیمایی را همراهی و کمک کنند.
برای تکمیل مطلب، گوشه های از آمادگی ها و اقدامات متعلمین لیسه ذکور، کارگران فابریکات نساجی پلخمری و سمنت غوری که در حومۀ شهر پلخمری قرار داشت به طور موجز ارائه می گردد که در گذشته ها در مورد آن کمتر بحث گردیده است.
سلیم کارگر که در آن زمان کارگر نساجی پلخمری و یکی از فعالین جناح پرچم حزب دموکراتیک خلق افغانستان بود، چنین می گوید:
«حینی که کارگران تفحصات نفت و گاز ولایت جوزجان به اعتراض و راه پیمایی به سمت کابل آغاز کردند، شور و هیجان در میان کارگران و نیروهای ستمدیده و عدالت خواه شهر پلخمری نیز ایجاد گردیده و انکشافات آن رویداد را با دقت تعقیب و دنبال می کردند.
در آن زمان عبدالشكور دبير، منشی حیدر رنگین، معاون رستم دشتی و چند تن دیگر اعضای کمیته حزبی ولایتی و عبدالقدوس غوربندی فرستاده و قَیِم جناح پرچم کمیته مرکزی حزب در ولایت بغلان بود. جریان تظاهرات حق طلبانه کارگران تفحصات نفت و گاز ولایت جوزجان که در نوع و شیوۀ خود به صفت اولین حرکت دادخواهانه صنفی بود، پیوسته توسط یکی از همکارهای ما به نام گل جان به اطلاع ما می رسید و با دقت مورد تجزیه و تحلیل قرار میگرفت. ازین که گل جان در لین شبرغان – مزار – کابل و بر عکس آن راننده گی می کرد، لذا پروسۀ اطلاع رسانی برایش سهل تر و اتفاقاً روابط اش به طور مستقیم با من بود .
در آخرین روزهای تظاهرات، او برایم اطلاع داد که کارگران تظاهر کننده با پای پیاده و تحمل مشکلات فراوان تا به منطقه گرگرک یعنی محل وسط میان شهرک رباتک و چشمه شیر رسیده اند. ولی از آن جایی که پاهای شان آبله کرده و بعضاً زخم پا یافته اند، لذا حرکت و پیشروی برای شان دشوار گردیده ولی با آن هم راه پیمایی شان همچنان شجاعانه و با همت عالی ادامه دارد.
سازمان حزبی ما با دریافت این اطلاع ترحم برانگیز فیصله نمود که باید تظاهرکننده ها را درین حرکت حق طلبانه شان کمک و همکاری نماییم.
من به صفت یکی از فعالین حزب موظف شدم تا غرض هم صدایی و همنوایی با کارگران تفحصات نفت و گاز ولایت جوزجان فعالیت ممکنه را سازماندهی نمایم.
لذا فردای آن روز با حدود پنجصد تن از کارگران نساجی پلخمری و عدۀ از شاگردان لیسه شهر پلخمری غرض استقبال و همراهی کارگران تظاهر کننده مارش کنان و با سر دادن شعار دفاع از حقوق کارگران و زحمتکشان کشور، نابودی ارتجاع … و تأمین عدالت اجتماعی به سمت چشمه شیر حرکت کردیم.
قابل تذکر است که شاگردان مکتب توسط سیف الدین که از جملۀ جوانان علاقه مند حزب بود، سوق و سازماندهی میگردید. باید تذکر داد که ملا نصرالدین پدر سیف الدین با صبغت الله مجددی روابط تنگاتنگ داشت و در نیمه دوم سال ۱۳۴۷ صبغت اله مجددی حین سفرش به شهر پلخمری، مهمان او بود.
چون صبغت الله مجددی در جریان ملاقات ها، متوجه استعداد، جرأت … و فعالیت سیف الدین گردیده بود، لذا تلاش داشت تا در امر تغییر ذهنیت و جلب وی به سازمان جوانان مسلمان اقدام بدارد و در راستا با او و پدر وی صحبت های کرد و در ضمن به رسم تشویق و رشوه یک عراده موتر فلوکس سفید برای سيف الدين تحفه داد و وی را تغییر ذهنیت داد. به این ترتیب بعدها او به عضویت حزب اسلامی داخل شده و یک تن از فعالین آن حزب گردید.
برگردیم به اصل موضوع: حرکت ما در منطقه بند دوم توسط نیروهای پولیس توقف داده شد. منطقه بند دوم یعنی سه راهی که سمت شمال آن به طرف بغلان مرکزی و کندز سمت جنوبی آن به فابریکه سمنت غوری و سمت غربی آن به طرف شهر مزار شریف امتداد داشت.
درين جريان من خود را در خط اول تظاهرکننده ها رسانیده سرگروپ های شاگردان لیسه را تشجیع و ترغیب کردم تا شجاعانه و بی هراس با مسوولین پولیس صحبت کرده توضیح بدارند که این حرکت ما قانونی و مسالمت آمیز است و در صورت مداخلات پولیس و ایجاد تشنج مسوولیت آن متوجه پولیس خواهد بود.
چون صحبت ها و تذکرات توضیحی شاگردان لیسه بر ارادۀ پولیس تأثیر نه گذاشت، لذا متعلمين شجاع و با اراده، صف پولیس را شکسته، به چشمه شیر که حدوداً پنج کیلو متر فاصله داشت، به راه پیمایی خود ادامه دادند.
درین جریان که حوالی ساعت سه بجه بعد از ظهر بود، من به سمت فابریکه نساجی پلخمری رفتم و با یک گروه کارگران که ساعت سه بجه بعد از ظهر از کار مرخص و کارگران شیفت دوم به همان ساعت داخل کار میشدند، صحبت کرده ایشان را تشجیع کردم و با حدوداً سه صد نفر کارگر نساجی مارش کنان از کنار بند گذشته به سمت چشمه شیر رفتیم.
در چشمه شیر یک نفر از محصلین اکادمی پولیس به نام اکرم احمدزی برای ما گفت که تظاهر کننده های ولایت جوزجان را توسط موترهای باربری (لاری) به مهمانخانه دولتی پل هاشم خان انتقال داده اند. گر چند آن شخص محصل اکادمی پولیس و حرف هایش برای ما قابل باور نبود، با آن هم به سمت شهر پلخمری حرکت کردیم.
در نزدیکی های دوراهی فابریکه سمنت غوری شخصی به نام کبیر که به نمایندگی از جریده و سازمان صدای عوام که در شهر پلخمری و ولایت بغلان به جز از خودش هیچ کس دیگر را نداشت و سه نفر خلقی ها هر یک اسداله امین برادرزاده حفیظ الله امین، افضل مشهور به دهن کج فرزند مستری فیض گل کارگر نساجی پلخمری و شخص سومی که نیز اسدالله نام داشت، در برابر ما ایستاده، تأکید کردند که مسیر را تغییر داده باید از راه معدن کرکر و ششصد کوتی برويم. ولى من طی سخنرانی مختصر اظهار داشتم که ما قبلاً از کارگران سمنت غوری تقاضا کرده بودیم که غرض جلوگیری از خسارت مالی فابریکه که شاید به ملیون ها افغانی برسد، در تظاهرات شرکت نکنند. فابریکه باید بر روال عادی فعال باشد و در عوض ما در تظاهرات شرکت کرده، معترضین ولایت جوزجان را در راه پیمایی کمک و همکاری خواهیم کرد. حالا نا گزیر غرض تأمین ایقان و اطمینان شان گزارش مارش و نتایج آن را با ایشان شریک بسازیم.
به این ترتیب در قدم اول به فابریکه سمنت غوری رفتیم و از آنجا مارش کنان حدود پنج کیلو متر راه پیموده، حوالی ساعت دوازده بجه شب به چوک پلخمری رسیدیم.
در چوک پلخمری قطعنامه این راه پیمایی ها توسط حكيم الله قربانی یکی از اعضای جناح پرچم حزب دموکراتیک خلق افغانستان به خوانش گرفته شد. حكيم الله قربانی از سال ۱۳۵۹ الی پایان حیات اش سال ۲۰۰۱ خورشیدی به صفت یکی از فعالین ارشد اتحادیه های صنفی افغانستان ایفای وظیفه کرد. روح اش شاد و خاطراتش گرامی باد.»
آن همه فعالیت ها و تظاهرات خیابانی که در دفاع از راه پیمایی کارگران تفحصات نفت و گاز ولایت جوزجان که در این سوی جبهه یعنی در شهر پلخمری انجام یافته بود، کینه و خشم گسترده ولی پوشیده ای را در دل و دماغ هیئت حاکمه ایجاد کرده بود که غرض گرفتن انتقام منتظر فرصت بودند. لذا پنج ماه بعدتر سلیم کارگر را که غرض دفاع از حقوق کارگران و مردم ستم دیده افغانستان باز هم در یکی از تظاهرات خیابانی شرکت کرده بود، حین سخنرانی، در ملای عام دستگیر و زندانی کرده و فامیلش را به طور ظالمانه از منزل مسکونی نساجی پلخمری اخراج کردند.
به این ترتیب همزمان با زندانی شدن سلیم کارگر که یگانه نان آور یک فامیل هشت نفری بود، دشواری های طاقت فرسا گریبانگیر خانواده او گردید، اما با افتخار آن فشارها را تحمل و سپری کردند.
سلیم کارگر از اوایل سال ۱۳۵۹ خورشیدی به بعد به صفت یکی از کدرهای ارشد اتحادیه های صنفی افغانستان در آن اتحادیه و برخی پست های دولتی ایفای وظیفه کرده است






































