

کتاب از وقایع اتفاق افتاده در افغانستان از سال 1302 ه.ش (1923م) الی سال 1307ه.ش (1928م) حکایت می کند.
مؤلف همانند جلد اول این کتاب، با استفاده از اسناد و مدارک رسمی، یادداشتهای به یادگار ماندۀ پدرش (نظامالدین خان) و صحبت ها با اشخاص خبیر و مؤظف در ادرات دولت امانیه به نگارش این اثر ارزشمند که در بسیار از نوشتهها آنرا «تاریخ امانیه» نیز نامیده است؛ مبادرت ورزیده است.
از جمله مطالب مهم تاریخی این کتاب، میتوان نکات آتی را برجسته ساخت:
- تأسیس اولین مکتب دخترانه در کابل
- تهدابگذاری شهر جدید دارالامان
- تأسیس مکتب امانی (بعدها نجات) و امانیه (بعدها استقلال)
- افتتاح اولین شفاخانه اختصاصی برای زنان
- اعزام طلاب به خارج برای فراگیری دانش معاصر
- اغتشاش در مناطق جنوبی کشور مشهور به بغاوت ملای لنگ
- تدویر لویه جرگه پغمان. جرگه که در آن بنابر فشار های گوناگون و اعتراضات شماری از بنیادگراها، امان الله خان مجبور به عقب نشینی از شماری اصلاحات بسیار عمده و اساسی شد.
- وصول طیارات جدید و پیلوتهای افغانی
- ختم بغاوت خوست. دستگیری ملای لنگ و شماری از همدستان او.
- ایجاد نخستین موزیم
- ایجاد شورش در سمت شمال کابل مشهور به شورش بچه سقاء
- استعفای امان الله خان از مقام سلطنت و سلطنت کوتاه مدت عنایت الله شاه
- تشکیل حکومت حبیب الله بنام خادم دین
- ورود سردار محمدنادرخان به پشاور
هم چنان در این کتاب چهره های سیاه شماری از عناصر ابن الوقت و فرصت طلب و معامله گر چون حضرات مجددی، محمود سامی، عبدالعلی مستغنی، برهان الدین کشکی، شیرجان صاحبزادۀ چهاریکاری، علیاحمدخان رئیس عالی هیأت تنظیمیۀ مشرقی و شماری دیگر بطور مستند افشا شده است.
یادآوری این نکته ضرور است که با تأسف بخش سوم این سلسله تا حال دستیاب نشده است. در صورت دسترسی به آن در اختیار هموطنان قرار خواهد گرفت.
قاسم آسمایی

بخش اول و کتاب های مرتبط به تاریخ امانیه
مـؤرخ صـادق، عـزیزالدین وکیلی کی بود؟ ![]()
وی چرا خود را فرزند استقلال می نامیـد؟ ![]()
بـه چـه دلیـل وکیـلی تخلـص می کــــرد؟ ![]()
عزیزالدین وکیلی پوپلزایی فرزند نظام الدین خان پوپلزایی به تاریخ ۸ سپتمبر ۱۹۱۸ (۱۶ سنبله ۱۲۹۷ هجری شمسی) در قعلهٔ دیوان بیگی چهاردهی کابل چشم به جهان گشود. چون در زمان جنگ استقلال مقابل انگلیس به دنیا آمده٬خود را فرزند استقلال می نامید.
وی مؤرخ صادق و شایسته، ادیب، شاعر، خطاط و خوشنویس منحصر بفرد بود.
خدمات سترگ فرهنگی، هنری، آثار گرانبها و کتب متعددی که این شخصیت ملی و نهایت وطندوست از خود بجا گذاشته، شاهد این مدعاست.
مرحوم عزیزالدین وکیلی به تاریخ ۱۰ جون (۲۱ جوزا ۱۳۷۸ شمسی) به عمر ۹۰ سالگی چشم از جهان پوشید و در مقبرهٔ آبایی اش در جوار قلعهٔ دیوان بیگی به خاک سپرده شد.
روح اش شاد، یاد کارنامه های سترگ ملی و فرهنگی اش ماندگار و بهشت برین مکانش باد.![]()
عزیزالدین وکیلي پوپلزی د نظام الدین خان پوپلزي زوی، د ۱۹۱۸ کال د سپټمبر په اتمه (۱۶ وږی ۱۲۹۷ لمریز هجری) د کابل په دیوان بیگي کلا کې زیږیدلی دی.
هغه یو صادق او باوقاره تاریخ لیکونکی، لیکوال، شاعر، بی ساری خوشنویس او خطاط وه.
عزیزالدین وکیلی يو په هیواد مین او ملي شخصيت وه، چې د هغه ستر فرهنګي او هنري خدمتونه ددې ادعا ثبوت دى.
مرحوم عزیزالدین وکیلي د ۱۳۷۸ کال د غبرگولي په ۲۱ نیټه د ۹۰ کلونو په عمر وفات شو او دیوان بیگي کلا ته څېرمه خپلی پلرنی هدیره کې خاورو ته وسپارل شو.
روح دې ښاد، د سترو ملي او فرهنگي کارنامو یاد دې تلپاتې، او لوړ جنت دې ځای وي.
معلومات بیشتر برای دوستان علاقمند در ذیل:
عزیزالدین وکیلی پوپلزایی فرزند نظام الدین خان پوپلزایی به تاریخ ۸ سپتمبر ۱۹۱۸ (۱۶ سنبله ۱۲۹۷ هجری شمسی) در قعلهٔ دیوان بیگی، چهادهی کابل چشم به جهان گشود. چون در زمان جنگ استقلال مقابل انگلیس به دنیا آمده٬خود را فرزند استقلال می نامید.
قابل یادآوری است که عبدالله خان دیوان بیگی که از اسلاف عزیزالدین وکیلی بود٬ بعد از انتقال پایتخت از قندهار با تیمورشاه درانی به کابل آمد و به پاس خدماتش زمینی را در حاشیهٔ غربی بالاحصار کابل دریافت کرد و در آنجا بنام گذر دیوان بیگی مشهور است٫ مسکن گزید. وی قلعه ای هم در محلهٔ چهاردهی کابل آباد کرد که بنام قلعهٔ دیوان بیگی شهرت دارد که پدر و پدرکلان های استاد عزیزالدین وکیلی در آن زندگی مینمودند.
عزیزالدین وکیلی در یک فامیل فاضل و دانشمند بدنیا آمد و چون چند تن از اجدادش به مقام وکیل الدوله ارتقا یافته بودند به همین دلیل وی و پدرش نظام الدین خان وکیلی تخلص میکردند. سردار فقیر محمد خان پدرکلانش که ماماخیل شاه امان الله بود٬ نزد شاه از عزت و اعتبار بلندی برخوردار بودند.
وی تعلیمات ابتدایی دینی و خوشنویسی را تحت نظر پدر آغاز کرد و در دورهٔ درخشان امانی شامل مکتب شد. هنوز دورهٔ ابتدایی را تکمیل نکرده بود که با سقوط شاه معارف پرور دروازه های مکاتب توسط حبیب الله کلکانی بسته شد.
خوشبختانه با باز شدن دروازهٔ مکاتب در زمان محمد نادر شاه و محمد ظاهر شاه دوباره به تعلمیات ادامه داده و بعد از ختم تعلیمات٬ در سال ۱۳۱۷ هجری شمسی بعد از فراغت از مکتب در مطبعهٔ دولتی/وزارت اطلاعات و کلتور آغاز به کار کرد.
گرچه در سال ۱۳۵۲ هجری شمسی به رتبهٔ اول به تقاعد سوق داده شد ولی چون به هنرش اشد ضرورت بود به کارش ادامه داد. وی همچنان عضو مسلکی انجمن تاریخ بود.
مرحوم وکیلی علاوه بر اینکه یک تاریخ نویس چیره دست٬ ادیب و شاعر بود یک خوشنویس و خطاط منحصر به فردی نیز بود.
وی در سال ۱۲۴۲ هجری شمسی در هنر خوشنویسی و خطاطی (کلیوگرافی) از طرف وزارت اطلاعات و کلتور وقت به حیث استاد و “خطاط هفت قلم” افغانستان شناخته شد و مدال استادی این فن از طرف محمد ظاهر شاه برایش تفویض گردید.
یکی از یادگارهای ماندگارش خطاطی دیوارهای مسجد جامع پلخشتی است.
عزیزالدین وکیلی چنین مینویسد: “آیات قران کریم را به خط کوفی و ثلث به طول ۸۸ متر به روی اطراف دیوار بیرونی مسجد پلخشتی خطاطی کرده است”.
همچنان خطاطی مسجد پل تخنیک کابل نیز از کارهای وی است.
عزیزالدین وکیلی از مورخان ذهین و صدیق افغانستان و خطاط خوشنویس٬ به تاریخ دودمان سدوزایی و شجره شناسی علاقهٔ خاص داشت و بیشتر اوقات عمرش را در این عرصه گذشتانده است.
وی استاد در هنرخطاطی ویکی ازمؤرخان برجسته تاریخ معاصر کشور است که درطول زندگی پرباردر هردو ساحه آثار با ارزش از خود بجا مانده و نام جاودان برای خود کمائی کرده است. او در هنر خطاطی به خطاط “هفت قلمی” شهرت داشته و در بررسی تاریخ معاصر افغانستان سبک خاص خود را تاحدی متفاوت از دیگران به پیش برده و با کمال واقع بینی به نکاتی عطف توجه کرده که کمتر مؤرخ دیگر به شرح و بسط آن ساحات پرداخته است
فامیل وکیلی نه تنها یک خانوادهٔ بارسوخ٬ علمی و فرهنگی بود بلکه در خوشنویسی استعداد خاصی داشتند به همین دلیل انشأ فرامین سلطنتی٬ و اسناد معتبر و فرمان های دولتی٬ ابلاغیه ها٬ مکافات و مجازات و جراید رسمی و غیررسمی را جمع آوری و نگهداری میکردند که این اسناد برای این فرزند مستعد و باسواد خانواده به یادگار مانده بود.
عزیزالدین وکیلی فرزند دانشمند و خوشنویس که این اسناد و مدارک دست اول را از پدرش نظام الدین وکیلی به ارث برده بود با استفاده از این اسناد تاریخی وقتاً فوقتاً به مناسبت های مختلف آنرا بصورت کتاب و رساله به نشر رسانیده که امروزه این مواد منحیث مأخد ارزشمند و معتبر برای محققان در تاریخ و فرهنگ افغانستان مورد استفاده قرار میگیرند.
عزیزالدین وکیلی با انهدام رژیم دولتی و ورود عناصر تنظمی ساخت ایران و پاکستان (نه مجاهدان و مدافعان واقعی وطن) در سال ۱۳۷۱ شمسی از کار کناره گرفت
گرچه مرحوم عزیزالدین وکیلی پوپلزایی معاصر تاریخنویسان شهیر چون پوهاند حبیبی٬ احمدعلی کهزاد٬ میرغلام محمد غبار٬ سیدقاسم رشتیا و دیگران بود ولی در تاریخنویسی وی سبک مختص به خودش را داشت. بصورت عمومی برای وی ثبت وقایع براساس سنوات و زمان وقوع حوادث اهمیت بیشتر داشت و تاریخ وقوع حوادث را با سنوات هجری شمسی، هجری قمری و میلادی ثبت مینمود.
عزیزالدین وکیلی معتقد بود که:
“تاریخ یکی است ولی طرز دید٬ تفکر و اندیشهٔ هر تاریخنویس متفاوت است که نباید هر تألیف و صورت تحقیق را پیرو بلمثل یکدیگر دانست”.
مرحوم عزیزالدین وکیلی ازدواج نموده و حاصل این وصلت ۵ دختر و ۳ پسر بود. خانم استاد، نه تنها یک همسر محبوب بود بلکه حامی مهربان و ارزشمند در فراهم ساختن تسهیلات و ماحول ضروری برای کارهای علمی، تاریخی و فرهنگی استاد بود.
(من با نام این شخصیت دانشمند و ملی زمانی آشنا شدم که در صنوف متوسطه در دیوارهای “قرائت خانهٔ” مکتب آیات قران که به خط و صحافت بی نهایت زیبا، چوکات شده آویزان و نام و امضای عزیزالدین وکیلی پوپلزایی را میدیدم)
گنجینه های فرهنگی استا فعلاً نزد یکی از پسران استاد است که طبق وصیت پدر در زمان مناسب باید به آرشیف ملی و دیگر موسسات فرهنگی مثل آرشیف کتابخانهٔ پوهنتون کابل اهدا گردد تا در آنجا نگهداری و در دسترس علاقمندان قرار داشته باشد.
لست تعدادی از کتب و آثار چاپ شدهٔ مرحوم عزیزالدین وکیلی پوپلزایی؛
۱. تیمورشاه درانی،انجمن تاریخ ۱۳۴۳ – دو جلد ۷۲۷ صفحه
۲. دیوان همایون اعلی٬ وزارت مالیه جریدهٔ ثروت – ۱۳۳۴ ۶۰ صفحه
۳. درة الزما یا تاریخ زمان شاه٬ انجمن تاریخ ۱۳۳۵ – ۴۷۰ صفحه
۴. هنر خط در افغانستان در دو قرن اخیر٬ انجمن تاریخ ۱۳۴۲ – ۶۱۹ صفحه
۵. تاریخ خرقهٔ شریفه٬ انجمن تاریخ ۱۳۴۶ – ۸۸ صفحه
۶. منظومهٔ بزرگ داشت سیدجمال الدین افغان٬ وزارت اطلاعات و کلتور – ۱۳۵۵
۷. دیوان تیمورشاه درانی٬ وزارت اطلاعات و کلتور ۱۳۵۶ – ۲۲۳ صفحه
۸. غزنه در دو قرن اخیر٬ انتشارات بیهقی ۱۳۵۶ – ۲۳۹ صفحه
۹. خزینة الاشراف٫ مطبعهٔ دولتی ۱۳۵۶ – ۳۱۰ صفحه
۱۰. سفرهای غازی امان الله شاه٬ مطبعهٔ دولتی ۱۳۶۴ – ۶۰۰ صفحه
۱۱. تاریخ خرقهٔ شریف٬ چاپ دوم٬مرکز تحقیقات علوم اسلامی- ۱۴۹ صفحه
۱۲. نگاهی به تاریخ استرداد استقلال افغانستان٬ مطبعهٔ دولتی ۱۳۶۸ – ۱۵۸ صفحه
۱۳. تحفة المودود٬ مرکز تحقیقات علوم اسلامی ۱۳۶۸ – ۲۰۰ صفحه
۱۴. دارالقضأ٬ مرکز تحقیقات علوم اسلامی ۱۳۶۹ – ۶۳۴ صفحه
۱۵. احمدشاه وارث و مجدد امپراطوری افغانستان٬ وزارت اطلاعات و کلتور ۱۳۹۶ – ۶۸۸ صفحه
۱۶. ابدالیان قندهار قبل از احمدشاه کبیر٬ اکادمی علوم ۱۳۹۶ – ۶۱۷ صفحه
۱۷. سلطنت امان الله شاه و استقلال مجدد افغانستان٬ اکادمی علوم ۱۳۹۶ – دو جلد ۱۱۵۲ صفحه
۱۸. مختصر تاریخ مطابع و جراید افغانستان٬ اکادمی علوم ۱۳۹۷ – جلد اول
۱۹. تقویم و سوابق استخراج و طبع و نشر آن در افغانستان٬ اکادمی علوم ۱۳۹۷ – ۲۴۲ صفحه
چندین اثر مهم و ارزشمند چاپ ناشدهٔ استاد عزیزالدین وکیلی پوپلزایی موجود است که امید به زودی با زیور چاپ آراسته گردند.
استاد عزیزالدین وکیلی در قلعهٔ دیوان بیگی، خانهٔ که به دنیا آمده بود زندگی کرد تا اینکه در سال ۱۹۸۵م٬ قلعهٔ دیوان بیگی مورد حملات راکتی جهال قرار گرفته و تخریب گردید. وی ناچار به معیت خانم و یکی از فرزندانش و بزرگترین سرمایه ملی و معنوی اش که همانا اسناد مهم تاریخی که نسل به نسل به وی به میراث رسیده بود از قلعهٔ دیوان بیگی به آپارتمانی در مکروریان کابل نقل مکان نمود.
مرحوم عزیزالدین وکیلی پوپلزایی به تاریخ ۱۰ جون (۲۱ جوزا ۱۳۷۸ شمسی)
بعد از ۹۰ سال عمر پربار و کارهای ماندگار جهان فانی را وداع گفته و در مقبرهٔ آبایی اش در جوار قلعهٔ دیوان بیگی به خاک سپرده شد.
غرض معلومات مفصلتر به نوشتهٔ جناب داکتر سید عبدالله کاظم در افغان جرمن آنلاین مراجعه شود.
روح این فرزند دانشمند و صدیق وطن شاد٬ یاد و کارنامه هایش جاودان و بهشت برین مکانش باد.
ناصر اوریا * ۱۰ جنوری ۲۰۲۳ تکزاس
سلطنت-امان-الله-شاه-و-استقلال-مجدد-افغانستان-بخش-دوم-وکیلی-پوپلزایی




















