در بارۀ جشن مهرگان نویسنده : رفیق سلیمان راوش

بر طبق آیه های شاهنامه فردوسی شخصیت مهرگان زادۀ اندیشه بازیابی و استرداد استقلال کشور مان در زمان سلطنت فریدون است.

فریدون یکی از شاهان پیشدادی بلخی می باشد. فردوسی در شاهنامه می گوید:

 

فریدون چو شد بر جهان کامگار

ندانست جز خویشتن شهـــــریار

برســم کیان تاج و تخـــت مــهی

بیاراســت با کــاخ شاهنشـــهی

بروز خجــســته ســر مهـــر ماه

بسر بر نهاد آن کــــــــیانی کلاه

دل از داوری هــا بـــپرداختـنـــد

بآیین یکی جشن نو ساختــــــند

پرستیدن مـــــهرگان دین اوست

تن آسانی و خوردن آیین اوست

اگر یاد گارســــت از او ماه مهر

بکوش و برنج ایچ منمای چهر[i]

 

عدۀ از دانشمندان و محقیقن ایرانی و غربی جشن مهرگان را آغاز مهرپرستی یا ظهور میترا میدانند.

در حالیکه مهرگان کاملاً با میترا پرستی تفاوت دارد. آیین میترایی بسیار پیشتر و مقدم تر از مهرگان بوده است.

از آنچه از بیان فردوسی بر می آید واضحاً این نکته روشن می گردد که فریدون در آیین که داشت جشن نوی را افزود. آیین فریدون آیینی ستایش مهر = میترا (خورشید) بوده چنانکه فردوسی نیز این نکته را کاملاً روشن بیان میدارد:

 

فریدون به خورشید بر برد سر

کمر تنگ بستش به کین پدر

 

و اما اینکه چرا جشن مهرگان را بنام مهرگان یاد کردند؛ اولاً اینکه این جشن، جشنِ استقلال کشور ما  از ستم اعراب به شمار می آید. یعنی پیروزی بر ضحاک تازی که در همین ماه و روز صورت گرفت و در همین ماه و روز فریدون تاج شاهی به سر برنهاد؛ و درهمین ماه مهر(میزان) استرداد استقلال کشور خویش را اعلام نمود و جشنی دیگری را با زیب و زینت و آرایش با شکوه تر به وجود آوردند. فردوسی می گوید:

 

بروز خجسته سر مهر ماه

بسر بر نهاد آن کیانی کلاه

دل از داوری ها بپرداختند

بآیین یکی جشن نو ساختند

 

بدین گونه بر دو جشن دیگر که عبارت از سده و نوروز بود جشن دیگری رااضافه نمودند و چون سر ماه مهر بود و آغازین روز پیروزی بر دشمن، بنا برآن این روز را به نام جشن مهرگان نامیدند. اما در رابطه به آیین فرویدن که برخی ها این جشن را مربوط به آیین فریدون و آغاز ظهور میترا می دانند؛ قبلاً اشاره شده که آیین فریدون بدون شک همان یزدان پرستی بوده و میترا «آفتاب – مهر»  یا (میترا) به مثابه تجلی خدا مورد ستایش قرار داشت.

ما میدانیم که قبل از آیین زرتشتی در بلخ (خراسان)، میترا به مثابه واسط میان خدا و آفریده هایش مورد ستایش و پرستش بوده.

دربارهء میترا به گونه مفصل و ارائه پژوهش؜ها سایر محقق در کتاب اول (نام و ننگ) بحث به عمل آمده است که خواننده میتواند به کتاب اول این مجلد مراجعه نماید. اینجا فقط منظور این بود که تصحیح شود که جشن مهرگان جشن ستایش و نیایش میترا نیست، و نمی توان آن را یک جشن دینی نامید. این جشن در پهلوی اینکه یک جشن نجومی طبیعی می باشد، یک جشن ملی و تاریخی است. به خاطری همین ملی بودن این جشن بود که اعراب مسلمان پس از تجاوز و اشغال کشورما آن را در سرزمین ما تحریم نمودند.

دشمنی اعراب مسلمان با مهرگان:

قبلاً اشاره شده که ضحاک عرب بود. و ما عرب بودن ضحاک را از قول ابن بلخی در فارسنامه، مسعودی در مروج؜الذهب و عبدالحی گردیزی در زین الخبار و فردوسی در شاهنامه نقل کردیم. و هم گفتیم که فردوسی اهریمن را در وجود ضحاک تازی باز شناسانده است. یکی از دشمنی های اعراب مسلمان با جشن مهرگان نیز مبنی براین است که مردم سرزمین ما باخ یا  (بلخ = باختر– ایران خراسان) یا بگفتهء خود اعراب، عجم بر عرب پیروز گردیده و این پیروزی را جشن می گرفتند. بنا برآن نتوانستد که شاهد یک چنین جشن پیروزی بر خویش باشند. ازینرو در تمام کشور هایی که مهرگان به مثابهء جشن استرداد استقلال از سیطره ضحاک تازی تجلیل می گردید؛ پس از سیطره ای دوبارۀ اعراب بر این کشور ها از سوی اعراب فاتح تحریم شد.

به هر حال، گزارش؜های تاریخی پژوهشگران به وضاحت به نحو از انحا حکایت از ملی بودن این جشن می نمایدمثلاً.

ابوريحان البيرونى در اثار الباقیه مينويسد:

« … سبب اینکه این روز را ایرانیان بزرگ داشته اند آن شادمانی و خوشی است که مردم شنیدند فریدون خروج کرده پس از آنکه کاوه بر ضحاک بیوراسب خروج نموده بود و اورا مغلوب و منکوب ساخته بود؛ مردم را بفریدون خواندند و کاوه کسی است که بادشاهان ایران به رایت او تیمن می جستند.

روز بیست و یکم رام ، روز است که مهرگان بزرگ باشد و سبب این عید آن است که فریدون به ضحاک ظفر یافت و او را به قید اسارت در آورد و چون ضحاک را پیش فریدون آوردند ضحاک گفت مرا بخون جدت مکش و فریدون از راه انکار این قول گفت آیا طمع کرده ای که باجم پسر ویجهان در قصاص همسر او قرین باشی بلکه من تو را بخون گاونری که در خانه جدم بود می کشم سپس بفرمود تا او را بند کردند و در کوه دماوند  البرز. س ر) حبس نمودند و مردم از شر او راحت شدند و این روز را عید دانستند.»[ii]

ابو سعید عبدالحی گردیزی در زین الاخبار نیز ملی بودن این جشن را آشکار ساخته می نویسد: «این روز مهرگان باشد، و ( نام روز) و نام ماه متفق اند، و چنین گویند: که اندرین روز آفریدون با بیوراسب، که او را ضحاک گویند ظفر یافت. مر ضحاک را اسیر گرفت، و ببست و به دماوند برد و آنجا به حبس کرد او را.

مهرگان بزرگ باشد، و بعضی از مغان چنین گویند: که این فیروزی فریدون بر بیوراسب، رام روز بودست از مهر ماه، و زرتشت که مغان او را به پیغمبری دارند، ایشان را فرمود است بزرگ داشتن این روز، و روز نوروز را»[iii]

مسعودی در مروج الذهب نیز این جشن را جشن استقلال مردم خراسان دانسته می نویسد :

«پس از او پسر اثقابان پسر جمشید پادشاه شد و ملک هفت اقلیم یافت و بیوراسب را بگرفت و چناکه گفته شد در کوه دماوند ببند کرد.بسیاری از ایرانیان و مطلعان اخبار شان چون عمر کسری و غیره گفته اند که فريدون روز بند کردن ضحاک راعيد گرفت و آن رامهرگان ناميد.»[iv]

طبری هم برمعنی ملی بودن و اینکه این جشن به مناسبت استقلال کشورو آزادی مردم از سیطره ضحاک تازی بوده اشاره نموده می نویسد:

« آنگاه آفریدون او ( ضحاک . س،ر) را به کوهستان دنباوند ( دماوند. س،ر) برد و فرمان داد تا کسان مهر روز مهر ماه را که مهرگان بود و روز بند کشیدن بیوراسب بود عید کنندو افریدون بر تخت نشست.»[v]

در تاریخ کامل، عزالدین ابن اثیر نیز به عین معنی پرداخته می نویسد :

« گرفتار شدن آژی دهاک ( ضحاک . س ، ر ) در روز مهرگان بود و ایرانیان در این هنگام گفتند (مهرگان برای کشتن کسی فرا رسید که مردم را سر می برید)»[vi]

در همین کتاب ابن اثیر در معرفی ضحاک می گوید که:

« او ( ضحاک. س. ر ) در سواد در روستایی به نام “بُرس” بر پهنه ای از راه کوفه فرود آمد و سراسر زمین را بگرفت و باستم و بدکاری فرمان راند و دست به مردم کشی بر گشاد. نخستین کس بود که آیین شوم دست و پا بریدن و بردار کردن را بنیاد نهاد. نخستین کس بود که باژ را پایه گذارد و درم به نام خود زد.»[vii]

امر دست و پا بریدن و بر دار کردن تا به امروز در شریعت عرب به مثابه یادگار ضحاک باقی است.

از سوی دیگر اگر مردم خراسان در تجلیل این جشن ملی یعنی جشن استقلال کشور، بعد از حمله اعراب در اوایل قرن اول هجری از خود دفاع نشان نداند و به ادامهء آن مانند دفاع از نوروز نپرداختند دو عامل وجود داشت.

یک : منع اعراب با فشار و تهدید.

دوم اینکه: مردم به واقعیت درک نمودند که تجلیل از این جشن دگرمعنی خود را با اشغال و استقراری سیطره دو بارۀ اعراب البته اینبار به وسیله اعراب مسلمان از دست داده بود، یعنی باری دیگر کشور در اشغال اعراب مسلمان واقع گردید. و بعد از چندین قرن حضور مستقیم اعراب ، بازهم فرهنگ و آیین و سنت های شان حاکم بر سر نوشت مردم خراسان گردید چنانکه تا به امروز ادامه دارد. بدین لحاظ بوده که مردم خراسان به امید رهایی دوباره از شر ستم فرهنگی و دینی اعراب تا بر گزاری واقعی جشن استقلال و آزادی از تجلیل این جشن دست کشیدند و این کاملاً منطقی هم می باشد. (خنده دار می بود اگر که مانند امروزیان با حضور انگلیس، جشن آزادی از انگلیس را) برگزار می نمودند.

ولی یادی از این یادگار دورۀ میترایی در تاریخ ادبیات اسطوره یی کشور ما هم چنان در ذهن و خاطره های مردم ما باقی مانده و این روز را برغم اعراب و مستعربه های بومی آن، دربرخی از نقاط کشور ما بنام جشن (برگ ریزان) ، جشن (خزانی) جشن (خرمن) جشن (کاه کوبی) و نام های دیگری که ما از آن آگاه نیستیم بر پا می؜داشتند.

پارسیان این جشن را بنا به روایت که می؜گویند اردشیر بابکان در همین ماه تاجگذاری نموده تا پیش از رژیم اسلامی کنونی بزرگ می داشتند. در زمان ساسانیان این جشن را بنام «میتراکانه» می نامیدند. و بدین عقیده بودند که ایزد «میثره» یا «میترا» فره ایزدی را به اردشیر بخشیده است. ولی چنانکه ما بررسی کردیم این جشن بهیچوجه رابطه با فرشتۀ «میترا» ندارد . جز اینکه نام ماه ،بنام میترا یا مهر مسمی می باشد.

از طرفی دیگر چنانکه میدانیم در دورهء میترایی که پژوهشگران آن را دوره باستان می گویند سال به دو فصل تقسیم بوده است:

الف تابستان هَمَ (Hama ) که هفت ماه را در بر می گرفته و دوم زمستان یا زَیَن (Zayana ) که پنج ماه بوده است که ؛ آغاز تابستان را بنام نوروز و آغاز زمستان را بنام مهرگان جشن می؜گرفتند. همین اکنون هم در تقویم محلی مردم پامیر روز اول پائیز مهر ماه “میزان” را ( نوروز تیره ماه) یاد می کنندو ابوریحان بیرونی هم “نیم سرده” یعنی نیم سال یاد نموده است.

بهر حال ما در دورۀ سوم تاریخ ادبیات خراسان که عبارت است از بخش چهارم  کتاب نام و ننگ می باشد در رابطه به اندیشهء احیاء اعیاد ملی و فرهنگی باستانی خویش که نشانه از هویت ملی و فرهنگی جامعهء ما می باشد به تفصیل گپ خواهیم زد. و هم بر این موضوع خواهیم پرداخت که این جشن را چرا “مهرجان” می گفتند چنانکه حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده می نویسد که : «فریدون به مدد کاوۀ آهنگر و اکابر ایران بر ضحاک خروج کرد و او را بگرفت و بکوه دماوند در چاهی محبوس گردانید و آن روز را که بر وی مستولی شد ، مهر جان نام نهاد.»[viii]

و همچنان درهمین فصل تاریخ ادبیات مان از اولین سپه سالار و شخصیت ملی کشور مان کاوهء آهنگر و درفشی را که او بر علیه تجاوز و ستم ضحاک برای نخستین بار برافراشت و همچنان سرنوشت این درفش ملی ما، که در تجاوز دوباره اعراب مسلمان در زمان عمر بن خطاب به سر باندی سعد بن وقاص و غارت هستی آن از سوی اعراب غارتگر طوریکه خاوند شاه بلخی می؜گوید:

«بر آن درفش انواع گوهرها نصب بود تا آنکه در جنگ قادسیه بدست عرب افتاد و عمر فرمود تا جواهر و سنگ؜های گرانب؜های آن را میان جنگجویان قسمت کردند.»[ix]

بحث مفصل به عمل خواهیم آورد.[x]

پی؜نوشت ها

[i] ابوالقاسم فردوسی، شاهنامهء فردوسی، متن کامل، نشر قطره، تهران چاب سال 1377 ص 31

[ii] ابوریحان بیرونی ، ترجمهء اکبر دانا سرشت موسسهء انتشارات امیر کبیر ، تهران 1377 ،ص 336 – 340

[iii] ابو سعید عبدالحی بن ضحاک ابن محمود گردیزی، تاریخ گردیزی ، به تصحیح و تحشیه و تعلیق عبدالحیی حبیبی تهران ، چاب ارمغان سال 1363 ،ص 520

[iv] ابو الحسن علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب و معادن الجواهر ، ترجمهء ابوالقاسم پاینده، جلد اول چاب شررکت انتشارات علمی و فرهنگی ، تهران ، سال 1378، ص 219

[v] محمد بن جریر طبری، تاریخ طبری” تاریخ الرسل و الملوک”، ترجمهء ابوالقاسم پاینده ، تهران، انتشارات اساطیر، چاب 1375، جلد اول ص 138

[vi] عزالدین ابن اثیر، تاریخ کامل، جلد اول، ترجمهء دکترمحمد حسین روحانی انتشارات اساطیر، تهران، چاب دوم سال 1374 ص 82

[vii] همانجا، حاشیهء صفحات 82 – 83

[viii] حمدالله مستوفی، تاریخ گزیده ،باهتمام داکتر عبدالحسین نوائی، موسسهء انتشارات امیر کبیر، تهران 1381، ص 83

[ix] محمد بن خاوند شاه بلخی، روضة الصفا تهذیب و تلخیص داکتر عباس زریاب ، انتشارات علمی تهران 1375 ص

[x] کتاب  «نام و ننگ»

 

 

نا آزادگی یا تعلق در اشعار خداوندگار سخن و معانی حضرت بیدل نویسنده: سلیمان راوش واژه نگار : هوشنگ قبادیانی

این تحقیق را به درخواست چند دوست عزیزم از افغانستان و استرالیا در دوبخش به نشرمیرسانم و نیز گفتنی است که جناب حمید «زمانی» دوست فرهنگی من به تعداد بیشتر از پنجاه جلد کتاب (چهره ها و واژه ها) که این مقال نیز شامل در آن است را در اختیار من گذاشتند که ممنون ایشان اطلاعت بیشتر دربارهنا آزادگی یا تعلق در اشعار خداوندگار سخن و معانی حضرت بیدل نویسنده: سلیمان راوش واژه نگار : هوشنگ قبادیانی[…]

جـشــن ســـده نویسنده: سلیمان راوش

بنا بر روایت شاهنامه و متون اقدم و گاهنامه هایی پیش از اسلام ، نخسین جشن و روز فرخنده ایکه از ماقبل التاریخ تا به امروز برای ما باقی مانده جشن سده است که در زمان هوشنگ برای نخستین بار بر پا گردید. از این جشن در اوستایی ساسانی و وندیداد نام برده نشده است. اطلاعت بیشتر دربارهجـشــن ســـده نویسنده: سلیمان راوش[…]

ابوبکر محمد بن زکریای رازی ستاره یی بر ستاویز سپهر خرد نویسنده :سلیمان راوش

              حزب دموکراتیک خلق افغانستان و دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان درگذرگاه تاریخ مستند اهدا به آنهایکه خواستار تحقیق وتتبع مستقل و بیطرفانه در بارۀ تاریخ کشور اند. صفحه انترنتی راه پرچم افتخار دارد که مجموعۀ از اسناد ، روزنامه ها، کتاب و… مربوط ح.د.خ.ا و دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان اطلاعت بیشتر دربارهابوبکر محمد بن زکریای رازی ستاره یی بر ستاویز سپهر خرد نویسنده :سلیمان راوش[…]

سه واکنش تکاوران تیزپوی خرد در خراسان نویسنده سليمان راوش

سه واکنش تکآوران تیزپوی خرد در خراسان نویسنده: سلیمان راوش       سلیمان راوش از نخبه نویسندگانی است که توجه عمیق و دقیق خود را به جهش های ناجوانمردانه جنگ آوران و زمین گیران بیگانه معطوف داشته رگه های انسان ستیزی و کجرویهای انسانی آنان را مروارید گونه تار می نماید. کتاب سه واکنش تکآوران اطلاعت بیشتر دربارهسه واکنش تکاوران تیزپوی خرد در خراسان نویسنده سليمان راوش[…]

کتاب نام و ننگ نویسنده سلیمان رواش Nam wa Nang Soleiman Rauwasch

کی کیست نویسنده: پروفیسور رسول رهین پروفیسور داکتر رسول رهین از نادر استادان دانشگاه کابل است که بیشترین آثار در زمینۀ زبان و ادبیات آفریده و شاگردان نیکوی تربیت نموده است. استاد رهین با استفاده از سکالر شیپهای یونسکو – کابل در سال 1970 تخصص خودرا در تکنیک تدریس و متدولوژی آرشیف شناسی (Documentation Technique) اطلاعت بیشتر دربارهکتاب نام و ننگ نویسنده سلیمان رواش Nam wa Nang Soleiman Rauwasch[…]

کتاب سيطره 1400 ساله اعراب بر افغانستان در دو جلد نویسنده سليمان راوش Soleiman Rauwasch

نوشتن درمورد هویت تاریخی و آئینی و فرهنگی کشور کار بزرگ و ارزشمند است و بدین خاطر از پژوهشگر ژرف نگر سلیمان راوش گران ارج سپاس بیکران داریم. اسناد جمله آوری شده دراین دوجلد کتاب این اثررا یک اثرتحقیقی تاریخی می سازد که برخلاف تاریخ نگارانی که درمورد افغانستان نوشته اند اززاویه ای

 

 

 

 

 

 

حزب دموکراتیک خلق افغانستان
و
دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان درگذرگاه تاریخ مستند

اهدا به آنهایکه خواستار تحقیق وتتبع مستقل و بیطرفانه در بارۀ تاریخ کشور اند.
صفحه انترنتی راه پرچم افتخار دارد که مجموعۀ از اسناد ، روزنامه ها، کتاب و… مربوط ح.د.خ.ا و دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان را که طبع و نشر گردیده است همراه با یاداشت ها و دیدگاه ها و مقالات و پژوهش های داخلی و خارجی تقدیم شما نماید.
بازپخش اسناد حزبی ح.د.خ.ا ودولت جمهوری دموکراتیک افغانستان که حاوی اعلامیه ها، تصامیم وموضعگیری های دولت با اضافه خبرها وتحلیل های پیرامون اقدامات عملی آن دولت، در جهت خدمت به هموطنان است؛ میتواند منبع موثق ودقیق برای تحقیق وتتبع کسانی قرار گیرد که خواستار تحقیق وتتبع مستقل و بیطرفانه در بارۀ حوادث کشور اند.
ضرورت به یادآوری است که در نتیجه سقوط غم انگیز دولت در ثور سال 1992 و تسلط جهادی ها برمال و دارایی عامه و چوروچپاول موسسات دولتی، سبب گردید تا قسمت بیشمار اسناد، مدارک و نشرات دولتی وحزبی دوران کار وپیکار حزب و دولت از بین رفته و منابع بسیار مهم تحقیق و تتبع برای نسل های آینده ضایع و تنها به شکل پراگنده اینجا و آنجا بعضی مدارک و نشرات از چپاول در امان باقی بماند. راه پرچم به نوبه خود از همه موسسات وافرادی که این اسناد و مدارک را حفظ و همگانی ساخته و یا هم در اختیار ما قرار داده اند، صمیمانه اظهار شکران می نماید وموفقیت بیشتر آنها را در دریافت و همگانی ساختن آن خواهان است.
امیدواریم به کمک اعضای حزب وسایر هموطنان نیک اندیش، سلسله جستجو و دریافت نشرات و مدارک بیشتر را در این عرصه ادامه داده و یقیناً با دریافت آن، آنرا همگانی خواهیم ساخت.
همچنان امیدواریم بتوانیم به کمک رفقا ودوستان کلکسیون های سالهای بعدی روزنامه ها، جراید، مجلات وسایر نشرات جمهوری دموکراتیک افغانستان و اسناد ح.د.خ.ا را جمع آوری، تدوین ودر خدمت شما هموطنان گرامی وپژوهشگران تاریخ کشور قرار دهیم.
قابل یادآوری است که گرداننده های راه پرچم با تمام نیرو و درک مسولیت تا حال سعی نموده اند هرچه بیشتر در این زمینه فعال و موثرکار نمایند .

راه پرچم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

از لینک زیرین بخش کتاب ویب سایت راه پرچم قابل دریافت است:

https://rahparcham1.org/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%86%d8%a7%d9%85-%d9%88-%d9%86%d9%86%da%af-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b3%d9%84%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%b4-nam-wa-nang-soleiman-ra/