این اثر پژوهشی جناب پوهاند سید سعدالدین هاشمی، نخستین تحقیق جامع، دربارۀ تاریخ، اندیشه و جنبش های مشروطه خواهی افغانستان است.
نشر دیجیتالی این اثر در روزگاری صورت میگیرد که کشور ما با بحران حقوقی و مشروعیت مواجه است و مقابله با این بحرانات، تنها با استقرار حاکمیت قانون و انفاذ قانون اساسی، ممکن و میسر می گردد.
بدینرو بازخوانی جنبشهای مشروطه و شناخت دقیق اهداف و آرمانهای آن، صرفاً نوستالژی گذشته نی، بل ضرورتی مبرم برای بازاندیشی در بنیانهای مشروعیت و حرکت به سوی نظم حقوقی مبتنی بر قانون اساسی است که از وظایف تأخیر ناپذیر منوران افغانستان و پاسداران حاکمیت قانون پنداشته می شود.
این بازنشر، اقدام سترگ و در خور ستایش فرهنگی است و پاسخ به نیازهای اساسی در جدل تاریخی و جاری: «مشروعه» و «مشروطه» در افغانستان محسوب میشود.
بخوبی می دانیم که پاشنۀ آشیل افغانستان، فقدان قانون و نهادهای ذیصلاح برای تدوین، تصویب و اجرای آن است. تجربۀ تاریخی نشان میدهد که راه واقعی مهار این گونه بحرانها و تحدید استبداد خودکامه و گذر به نظام قانونمند، تنها توسل به قانون و نظام قانونی است.
با بازخوانی گنجینۀ بزرگ و تاریخی مشروطیت متوجه می شویم که قانون خواهی، سیادت و حاکمیت قانون در تاریخ افغانستان ریشه و سابقه دارد و در واقع میراث بزرگ پدران معنوی ما است که با دین و آیین اسلامی ما و تمام ارزش های جهانشمول حقوقی معاصر مطابقت دارد.
چنانچه در اولین سراج الاخبار افغانستان از «… عزم تکمیل قواعد بشری و تحسین قوانین …» صحبت شده است و همچنان در نامه مشروطه خواهان به امیر حبیب الله از ضرورت وضع قوانین و انفاذ اصول مشروطیت تذکار یافته و توقع گردیده بود که « … تا از احکام خودسرانه و خلاف مقررات اسلامی، جلوگیری، و مردم در تحت سلطه قانون و نظام مشروطیت بحیات مرفه قرین گردند …»
با کمال تأسف به عوض شنیدن این خواست انسانی، اسلامی، ملی و مدنی، هفت تن از رهبران آن جنبش بشمول رهبر اولین جنبش مشروطه خواهی مولانا محمدسرور واصف قندهاری، با امر شاه اعدام و تعداد دیگر سالیان طولانی محبوس گردیدند.
بانیان و رهبران مشروطیت اول، این خواست تاریخی را با بیداری و معرفت پیوند داده و در قصیدۀ معروف مولانا محمدسرور خان واصف قندهاری منشی انجمن سراج الاخبار «آزادی واقعی را، آزادی از گرداب نادانی و پسماندگی … و کوشش در راه دانش خوانده است و گفته است:
یکی ای عالم ایمان، نگاهی کن به کیهان بر
روان بیدار دار از نشئه خواب گرانجانی
در سراج الاخبار افغانیه (سراج الاخبار دوم) تأکید علامه طرزی و دو «شهبال» او عبدالهادی داوی و عبدالرحمن لودین همراه با مولوی عبدالرب فقید و زنده یاد غلام محیالدین افغان، با تشخیص “دیو جهالت” بمثابه منشاء بدبختی و سیه روزی کشور، اکسیر اعظم و چاره ملت را از شر این دیو مخوف را در فراگیری علم و معارف، معرفت و بیداری دانسته اند.
معارف، معارف، معارف، معارف!
و این داوی فقید است که فریاد سر میدهد :
«جهالت میکند بنیاد غربت خانه ما را …»
و علاوه می کند:
در وطن گر معرفت بسیار میشد بد نبود
چاره این ملت بیمار می شد بد نبود
این شب غفلت که تار و مار می شد بد نبود
چشم پر خوابت اگر بیدار می شد بد نبود
مشروطه خواهی افغانستان بقول گریگوریان در واقع مبارزه برای نوگرایی، استقلال طلبی و همبستگی ملی و رفتن به دولت ملی ملت شدن است و مشروطیت در واقع رفتن به قانون و تنظیم قرارداد اجتماعی در وجود قانون اساسی است.
در تحلیل تاریخ افغانستان، پژوهشگران خارجی و مستشرقین معروف همچون گریگوریان، بار فیلد، پولادا، دوپری و سایرین مشروطهخواهی را بخشی از روند «نوگرایی، دولت مرکزی و شکلگیری آگاهی ملی» دانسته و جنبشهای اصلاحی اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم را تلاشی برای پیوند قانون، دولت مقتدر مرکزی، مدرن، قانونمند و نخبه محور، با هویت ملی در مسیر دولت – ملت شدن، و نهادینهسازی قانون و مشروعیت خوانده اند.
مورخ بزرگ میر غلام محمد غبار که خود از مشروطهخواهان بود، مشروطیت را «پیشگام آگاهی ملی، عدالتطلبی و مبارزه با استبداد» میخواند و آن را نخستین تجلی خودآگاهی سیاسی نوین در افغانستان میداند؛ حرکتی که میخواست قدرت دولتی را از قید ارادۀ فردی رها ساخته و در چارچوب قانون و مسئولیت ملی مهار کند. وی به اهمیت قانون و نظم در جامعه تأکید دارد و معتقد است که قوانین باید رفتار مردم را هدایت و قدرت حاکم را مقید سازند.
چنین تعبیر با ارزش های دینی و متفکران بزرگ اسلامی همانند، فارابی و ابن خلدون که قدرت نامحدود حاکم را زمینه ساز فساد و عامل زوال حکومت دانسته اند، همخوانی کامل دارد.
اندیشۀ حکومت مشروطه در سنت غربی به یونان و ارسطو باز میگردد؛ جایی که «حاکمیت قانون» بر «حاکمیت اشخاص» ترجیح داده میشود و قانون تجلی رضایت عمومی، منفعت همگانی و مصلحت مدنی تلقی میگردد. در سیر تطور اندیشه سیاسی مدرن، این اصل به شکل نظریه «قرارداد اجتماعی» از جان لاک، توماس هاپس تا ژان ژاک روسو مطرح و در قوانین اساسی متعدد بازتاب یافته است.
با آنچه تذکار یافت، در واقع تأکید بر اهمیت و ضرورت نشر دیجیتال کتاب فخیم و حجیم جناب پوهاند هاشمی گرامی است که برای منوران و نسل جوان افغانستان در خور توجه جدی می باشد.
جلد نخست کتاب، خواننده را با زمینههای تاریخی و تمام ابعاد مشروطیت در اروپا و شرق، از جمله ترکیه، هند و ایران، و نیز جامعه افغانستان آن دوره آشنا میسازد و اهمیت تأثیر انقلابها و تحولات منطقه ای، انتشار مطبوعات، نقش علامه سید جمالالدین افغانی، تحولات دورۀ دوم سلطنت امیر شیرعلیخان و تأسیس مؤسسات آموزشی را در ایجاد اندیشه های اصلاحی و مشروطه خواهی به خوبی توضیح میدهد و سپس این امواج فکری را در بستر جامعه افغانستان تحلیل میکند.
این مباحث پر اهمیت:
- تأثیر انقلابات جهانی و بیداری شرق
- تحولات دورۀ دوم سلطنت امیر شیرعلی خان
- تلاش برای ایجاد دولت مرکزی مقتدر
- جایگاه و نقش اندیشههای اصلاحی سید جمالالدین افغان
- نقش مطبوعات پیشگام از جمله حبلالمتین و صور اسرافیل
- تحولات و اصلاحات در راستای مدرنیته
- تأسیس مکتب حبیبیه و نقش آن در پرورش نسل از منوران
- شکلگیری مشروطیت اول و دوم، پیوند آن با نهضت امانی و بانی اولین قانون اساسی و بر مبنای آن نخستین دولت ملی افغانستان، شاه امان اله فقید همجانبه و مستند بیان گردیده است.
ویژگی برجسته کتاب، اتکای آن به مصاحبهها و گفتوگوهای مستقیم با چهره های شاخص جنبش مشروطیت است، از جمله: سید قاسم خان لغمانی، عبدالهادی داوی، میر غلام محمد غبار، غلام فاروق اعتمادی، علامه حبیبی و اکادیمیسین جاوید است که پژوهشگر ژرفنگر با رعایت اصل امانتداری و موازین علمی تاریخنگاری، این اطلاعات را جمعآوری و تحلیل کرده است.
این کتاب در بستر فکری افغانستان، بخواننده این پیام را می دهد که:
- جدل تاریخی «مشروعه» و «مشروطه» تقابل دین و سیاست نه، بل منازعهای بر سر منبع مشروعیت قدرت بوده و میباشد:
- مشروعیت از تفسیر اقتدارگرایانه شریعت ناشی میشود یا از رضایت عمومی متجلی در قانون اساسی؟
- مشروطهخواهان با حفظ هویت اسلامی جامعه، بر تحدید قدرت مطلقه و مقیدسازی آن به قانون تأکید داشتند و میکوشیدند میان شریعت، عقلانیت سیاسی و قرارداد اجتماعی توافق برقرار کنند.
کتاب «جنبشهای مشروطهخواهی افغانستان» سندی تحلیلی از تلاش تاریخی ملت افغانستان برای گذار از استبداد مطلقه به حاکمیت قانون است. این اثر نشان میدهد که مشروطیت، نه عصیان و «شورشی» گذرا، بل پروسه هدفمند برای عقلانیسازی قدرت، ایجاد دولت ملی بر مبنای قرارداد اجتماعی و تسجیل آن در قانون اساسی بوده است.
درین کسوف تاریخ و غلبه قرائتهای اقتدارگرایانه، بازنشر دیجیتالی این اثر چراغی است در حافظه تاریخی ملت و یادآور این تجربۀ تاریخی که: راه مهار استبداد و عبور از بحران مشروعیت کماکان از مسیر قانون میگذرد.
این کتاب ارزشمند معرف جایگاه بلند علمی مؤلف جناب پوهاند سید سعدالدین هاشمی استاد سابقه دار دانشکده های ادبیات و فلسفه و تاریخ پوهنتون کابل می باشد که بیشتر از نیم قرن در نهادهای علمی ملی و بین المللی به تدریس و پژوهش اشتغال داشته و با آثار متعدد در حوزۀ تاریخ و فرهنگ، در شمار مورخان برجسته معاصر کشور قرار دارد، که با دقت آکادمیک، احساس ملی و تعهد اخلاقی به حاکمیت قانون، میراث ارزشمند تاریخی افغانستان را ثبت و تحلیل کرده است.
استاد هاشمی گرامی این شخصیت نیک سیرت، مهربان و متواضع در حال حاضر دوران کهولت و بیماری را در دیار غربت، کشور انگلستان، سپری میکند، طول عمر و سلامتی شانرا آرزو می برم.
تنظیم و نشر دیجیتال کتاب محصول ابتکار بموقع و زحمات جناب قاسم آسمایی فرهنگی نستوه است که این اثر ارزشمند پژوهشی، تاریخی و فرهنگی را در دسترس علاقه مندان، منوران و اهل مطالعه قرار داده است. آسمایی گرامی و «انتشارات راه پرچم» در دیار غربت با کار سترگ مصدر خدمات شایسته به تاریخ و فرهنگ افغانستان گردیده اند. در ویبگاه «راه پرچم» و «کتابخانه دیجیتال آسمایی» هزاران جلد کتاب و اسناد ارزشمند تاریخی جمع آوری و ده ها کتاب، اخبار و جراید تاریخی و گذشته را بازتایپ و نشر نموده اند.
برای این حقوقدان سابقه دار، پاسدار حاکمیت قانون، فرهنگی پرکار، که از مبارزان و روشنگران سابقه دار و متعهد افغانستان و بحق «خلف الصدق» راه این بزرگان است، صحت، سعادت و موفقیت های مستدام آرزو می بریم.
با حرمت
میر عبدالواحد سادات

مـؤرخ صـادق، عـزیزالدین وکیلی کی بود؟ ![]()
وی چرا خود را فرزند استقلال می نامیـد؟ ![]()
بـه چـه دلیـل وکیـلی تخلـص می کــــرد؟ ![]()
عزیزالدین وکیلی پوپلزایی فرزند نظام الدین خان پوپلزایی به تاریخ ۸ سپتمبر ۱۹۱۸ (۱۶ سنبله ۱۲۹۷ هجری شمسی) در قعلهٔ دیوان بیگی چهاردهی کابل چشم به جهان گشود. چون در زمان جنگ استقلال مقابل انگلیس به دنیا آمده٬خود را فرزند استقلال می نامید.
وی مؤرخ صادق و شایسته، ادیب، شاعر، خطاط و خوشنویس منحصر بفرد بود.
خدمات سترگ فرهنگی، هنری، آثار گرانبها و کتب متعددی که این شخصیت ملی و نهایت وطندوست از خود بجا گذاشته، شاهد این مدعاست.
مرحوم عزیزالدین وکیلی به تاریخ ۱۰ جون (۲۱ جوزا ۱۳۷۸ شمسی) به عمر ۹۰ سالگی چشم از جهان پوشید و در مقبرهٔ آبایی اش در جوار قلعهٔ دیوان بیگی به خاک سپرده شد.
روح اش شاد، یاد کارنامه های سترگ ملی و فرهنگی اش ماندگار و بهشت برین مکانش باد.![]()
عزیزالدین وکیلي پوپلزی د نظام الدین خان پوپلزي زوی، د ۱۹۱۸ کال د سپټمبر په اتمه (۱۶ وږی ۱۲۹۷ لمریز هجری) د کابل په دیوان بیگي کلا کې زیږیدلی دی.
هغه یو صادق او باوقاره تاریخ لیکونکی، لیکوال، شاعر، بی ساری خوشنویس او خطاط وه.
عزیزالدین وکیلی يو په هیواد مین او ملي شخصيت وه، چې د هغه ستر فرهنګي او هنري خدمتونه ددې ادعا ثبوت دى.
مرحوم عزیزالدین وکیلي د ۱۳۷۸ کال د غبرگولي په ۲۱ نیټه د ۹۰ کلونو په عمر وفات شو او دیوان بیگي کلا ته څېرمه خپلی پلرنی هدیره کې خاورو ته وسپارل شو.
روح دې ښاد، د سترو ملي او فرهنگي کارنامو یاد دې تلپاتې، او لوړ جنت دې ځای وي.
معلومات بیشتر برای دوستان علاقمند در ذیل:
عزیزالدین وکیلی پوپلزایی فرزند نظام الدین خان پوپلزایی به تاریخ ۸ سپتمبر ۱۹۱۸ (۱۶ سنبله ۱۲۹۷ هجری شمسی) در قعلهٔ دیوان بیگی، چهادهی کابل چشم به جهان گشود. چون در زمان جنگ استقلال مقابل انگلیس به دنیا آمده٬خود را فرزند استقلال می نامید.
قابل یادآوری است که عبدالله خان دیوان بیگی که از اسلاف عزیزالدین وکیلی بود٬ بعد از انتقال پایتخت از قندهار با تیمورشاه درانی به کابل آمد و به پاس خدماتش زمینی را در حاشیهٔ غربی بالاحصار کابل دریافت کرد و در آنجا بنام گذر دیوان بیگی مشهور است٫ مسکن گزید. وی قلعه ای هم در محلهٔ چهاردهی کابل آباد کرد که بنام قلعهٔ دیوان بیگی شهرت دارد که پدر و پدرکلان های استاد عزیزالدین وکیلی در آن زندگی مینمودند.
عزیزالدین وکیلی در یک فامیل فاضل و دانشمند بدنیا آمد و چون چند تن از اجدادش به مقام وکیل الدوله ارتقا یافته بودند به همین دلیل وی و پدرش نظام الدین خان وکیلی تخلص میکردند. سردار فقیر محمد خان پدرکلانش که ماماخیل شاه امان الله بود٬ نزد شاه از عزت و اعتبار بلندی برخوردار بودند.
وی تعلیمات ابتدایی دینی و خوشنویسی را تحت نظر پدر آغاز کرد و در دورهٔ درخشان امانی شامل مکتب شد. هنوز دورهٔ ابتدایی را تکمیل نکرده بود که با سقوط شاه معارف پرور دروازه های مکاتب توسط حبیب الله کلکانی بسته شد.
خوشبختانه با باز شدن دروازهٔ مکاتب در زمان محمد نادر شاه و محمد ظاهر شاه دوباره به تعلمیات ادامه داده و بعد از ختم تعلیمات٬ در سال ۱۳۱۷ هجری شمسی بعد از فراغت از مکتب در مطبعهٔ دولتی/وزارت اطلاعات و کلتور آغاز به کار کرد.
گرچه در سال ۱۳۵۲ هجری شمسی به رتبهٔ اول به تقاعد سوق داده شد ولی چون به هنرش اشد ضرورت بود به کارش ادامه داد. وی همچنان عضو مسلکی انجمن تاریخ بود.
مرحوم وکیلی علاوه بر اینکه یک تاریخ نویس چیره دست٬ ادیب و شاعر بود یک خوشنویس و خطاط منحصر به فردی نیز بود.
وی در سال ۱۲۴۲ هجری شمسی در هنر خوشنویسی و خطاطی (کلیوگرافی) از طرف وزارت اطلاعات و کلتور وقت به حیث استاد و “خطاط هفت قلم” افغانستان شناخته شد و مدال استادی این فن از طرف محمد ظاهر شاه برایش تفویض گردید.
یکی از یادگارهای ماندگارش خطاطی دیوارهای مسجد جامع پلخشتی است.
عزیزالدین وکیلی چنین مینویسد: “آیات قران کریم را به خط کوفی و ثلث به طول ۸۸ متر به روی اطراف دیوار بیرونی مسجد پلخشتی خطاطی کرده است”.
همچنان خطاطی مسجد پل تخنیک کابل نیز از کارهای وی است.
عزیزالدین وکیلی از مورخان ذهین و صدیق افغانستان و خطاط خوشنویس٬ به تاریخ دودمان سدوزایی و شجره شناسی علاقهٔ خاص داشت و بیشتر اوقات عمرش را در این عرصه گذشتانده است.
وی استاد در هنرخطاطی ویکی ازمؤرخان برجسته تاریخ معاصر کشور است که درطول زندگی پرباردر هردو ساحه آثار با ارزش از خود بجا مانده و نام جاودان برای خود کمائی کرده است. او در هنر خطاطی به خطاط “هفت قلمی” شهرت داشته و در بررسی تاریخ معاصر افغانستان سبک خاص خود را تاحدی متفاوت از دیگران به پیش برده و با کمال واقع بینی به نکاتی عطف توجه کرده که کمتر مؤرخ دیگر به شرح و بسط آن ساحات پرداخته است
فامیل وکیلی نه تنها یک خانوادهٔ بارسوخ٬ علمی و فرهنگی بود بلکه در خوشنویسی استعداد خاصی داشتند به همین دلیل انشأ فرامین سلطنتی٬ و اسناد معتبر و فرمان های دولتی٬ ابلاغیه ها٬ مکافات و مجازات و جراید رسمی و غیررسمی را جمع آوری و نگهداری میکردند که این اسناد برای این فرزند مستعد و باسواد خانواده به یادگار مانده بود.
عزیزالدین وکیلی فرزند دانشمند و خوشنویس که این اسناد و مدارک دست اول را از پدرش نظام الدین وکیلی به ارث برده بود با استفاده از این اسناد تاریخی وقتاً فوقتاً به مناسبت های مختلف آنرا بصورت کتاب و رساله به نشر رسانیده که امروزه این مواد منحیث مأخد ارزشمند و معتبر برای محققان در تاریخ و فرهنگ افغانستان مورد استفاده قرار میگیرند.
عزیزالدین وکیلی با انهدام رژیم دولتی و ورود عناصر تنظمی ساخت ایران و پاکستان (نه مجاهدان و مدافعان واقعی وطن) در سال ۱۳۷۱ شمسی از کار کناره گرفت
گرچه مرحوم عزیزالدین وکیلی پوپلزایی معاصر تاریخنویسان شهیر چون پوهاند حبیبی٬ احمدعلی کهزاد٬ میرغلام محمد غبار٬ سیدقاسم رشتیا و دیگران بود ولی در تاریخنویسی وی سبک مختص به خودش را داشت. بصورت عمومی برای وی ثبت وقایع براساس سنوات و زمان وقوع حوادث اهمیت بیشتر داشت و تاریخ وقوع حوادث را با سنوات هجری شمسی، هجری قمری و میلادی ثبت مینمود.
عزیزالدین وکیلی معتقد بود که:
“تاریخ یکی است ولی طرز دید٬ تفکر و اندیشهٔ هر تاریخنویس متفاوت است که نباید هر تألیف و صورت تحقیق را پیرو بلمثل یکدیگر دانست”.
مرحوم عزیزالدین وکیلی ازدواج نموده و حاصل این وصلت ۵ دختر و ۳ پسر بود. خانم استاد، نه تنها یک همسر محبوب بود بلکه حامی مهربان و ارزشمند در فراهم ساختن تسهیلات و ماحول ضروری برای کارهای علمی، تاریخی و فرهنگی استاد بود.
(من با نام این شخصیت دانشمند و ملی زمانی آشنا شدم که در صنوف متوسطه در دیوارهای “قرائت خانهٔ” مکتب آیات قران که به خط و صحافت بی نهایت زیبا، چوکات شده آویزان و نام و امضای عزیزالدین وکیلی پوپلزایی را میدیدم)
گنجینه های فرهنگی استا فعلاً نزد یکی از پسران استاد است که طبق وصیت پدر در زمان مناسب باید به آرشیف ملی و دیگر موسسات فرهنگی مثل آرشیف کتابخانهٔ پوهنتون کابل اهدا گردد تا در آنجا نگهداری و در دسترس علاقمندان قرار داشته باشد.
لست تعدادی از کتب و آثار چاپ شدهٔ مرحوم عزیزالدین وکیلی پوپلزایی؛
۱. تیمورشاه درانی،انجمن تاریخ ۱۳۴۳ – دو جلد ۷۲۷ صفحه
۲. دیوان همایون اعلی٬ وزارت مالیه جریدهٔ ثروت – ۱۳۳۴ ۶۰ صفحه
۳. درة الزما یا تاریخ زمان شاه٬ انجمن تاریخ ۱۳۳۵ – ۴۷۰ صفحه
۴. هنر خط در افغانستان در دو قرن اخیر٬ انجمن تاریخ ۱۳۴۲ – ۶۱۹ صفحه
۵. تاریخ خرقهٔ شریفه٬ انجمن تاریخ ۱۳۴۶ – ۸۸ صفحه
۶. منظومهٔ بزرگ داشت سیدجمال الدین افغان٬ وزارت اطلاعات و کلتور – ۱۳۵۵
۷. دیوان تیمورشاه درانی٬ وزارت اطلاعات و کلتور ۱۳۵۶ – ۲۲۳ صفحه
۸. غزنه در دو قرن اخیر٬ انتشارات بیهقی ۱۳۵۶ – ۲۳۹ صفحه
۹. خزینة الاشراف٫ مطبعهٔ دولتی ۱۳۵۶ – ۳۱۰ صفحه
۱۰. سفرهای غازی امان الله شاه٬ مطبعهٔ دولتی ۱۳۶۴ – ۶۰۰ صفحه
۱۱. تاریخ خرقهٔ شریف٬ چاپ دوم٬مرکز تحقیقات علوم اسلامی- ۱۴۹ صفحه
۱۲. نگاهی به تاریخ استرداد استقلال افغانستان٬ مطبعهٔ دولتی ۱۳۶۸ – ۱۵۸ صفحه
۱۳. تحفة المودود٬ مرکز تحقیقات علوم اسلامی ۱۳۶۸ – ۲۰۰ صفحه
۱۴. دارالقضأ٬ مرکز تحقیقات علوم اسلامی ۱۳۶۹ – ۶۳۴ صفحه
۱۵. احمدشاه وارث و مجدد امپراطوری افغانستان٬ وزارت اطلاعات و کلتور ۱۳۹۶ – ۶۸۸ صفحه
۱۶. ابدالیان قندهار قبل از احمدشاه کبیر٬ اکادمی علوم ۱۳۹۶ – ۶۱۷ صفحه
۱۷. سلطنت امان الله شاه و استقلال مجدد افغانستان٬ اکادمی علوم ۱۳۹۶ – دو جلد ۱۱۵۲ صفحه
۱۸. مختصر تاریخ مطابع و جراید افغانستان٬ اکادمی علوم ۱۳۹۷ – جلد اول
۱۹. تقویم و سوابق استخراج و طبع و نشر آن در افغانستان٬ اکادمی علوم ۱۳۹۷ – ۲۴۲ صفحه
چندین اثر مهم و ارزشمند چاپ ناشدهٔ استاد عزیزالدین وکیلی پوپلزایی موجود است که امید به زودی با زیور چاپ آراسته گردند.
استاد عزیزالدین وکیلی در قلعهٔ دیوان بیگی، خانهٔ که به دنیا آمده بود زندگی کرد تا اینکه در سال ۱۹۸۵م٬ قلعهٔ دیوان بیگی مورد حملات راکتی جهال قرار گرفته و تخریب گردید. وی ناچار به معیت خانم و یکی از فرزندانش و بزرگترین سرمایه ملی و معنوی اش که همانا اسناد مهم تاریخی که نسل به نسل به وی به میراث رسیده بود از قلعهٔ دیوان بیگی به آپارتمانی در مکروریان کابل نقل مکان نمود.
مرحوم عزیزالدین وکیلی پوپلزایی به تاریخ ۱۰ جون (۲۱ جوزا ۱۳۷۸ شمسی)
بعد از ۹۰ سال عمر پربار و کارهای ماندگار جهان فانی را وداع گفته و در مقبرهٔ آبایی اش در جوار قلعهٔ دیوان بیگی به خاک سپرده شد.
غرض معلومات مفصلتر به نوشتهٔ جناب داکتر سید عبدالله کاظم در افغان جرمن آنلاین مراجعه شود.
روح این فرزند دانشمند و صدیق وطن شاد٬ یاد و کارنامه هایش جاودان و بهشت برین مکانش باد.
ناصر اوریا * ۱۰ جنوری ۲۰۲۳ تکزاس
نخستین کتاب دربارۀ جنبش مشروطیت خواهی در افغانستان – پوهاند سید سعد الدین هاشمی





























