گفتگوی ببرک کارمل رییس جمهور افغانستان و پاتریشیا سیتهی – گزارشگر نیوزویک کابل جوزا ۱۳۶۳ می ۱۹۸۴ Conversation between Afghan President Babrak Karmal and Patricia Sithai – Newsweek reporter Kabul May 1984

برگردان: سیاسنگ

در پیرامون “پرابلم پنجشیر”

 

ببرک کارمل افغان برجسته و پتان-ستایل بود. برخی او را تاجیک میخوانند، شماری پشتون و کسانی کشمیری. شکوهندگی و زیبایی چهره ستاره سینمای بالییود را داشت. با اشغال کشورش از سوی نزدیک به صدوده‌هزار سرباز شوروی در هنگامه نبرد با نیروهای چریکی مجاهدینی که امریکاییها پنهانی آنان را مسلح میساختند، او در نشانگاه تفنگ زندگی میکرد. البته، کردارش این را میپوشاند. یارانه، خوش‌گفتار و خوش‌برخورد بود. ادعای انقلابی بودن در خدمت مردمش را داشت و با پافشاری میگفت: “دست‌نشانده اتحاد شوروی نیستم”.

کارمل و من در پیرامون “پرابلم پنجشیر” که در 1984 میدان جنگهای خونین بود، بحث داشتیم. وقتی باز هم پافشاری کرد که “تمام نیروهای چریکی سرکوب شده و پنجشیر در کنترل کامل” اوست، دندان روی جگر فشردم و پرسیدم: “اجازه میدهید خودم بروم و ببینم؟” تکان خورد و پاسخ داد: “چگونه میتوانم بانوی جوانی را با خطر مواجه سازم؟” همچو تعارف را نوعی بهانه گریز یافتم و گفتم: “اگر پنجشیر برای من خطر دارد، نمیتواند جایگاه امن و چنانی که وانمود میسازید، زیر کنترل شما باشد.” سخن پایانی وی چنین بود: “ببینم چه کاری میتوانم کنم.”

فردای آن روز در هلیکوپتر جنگنده روسی نشستم و رهسپار پنجشیر شدم. از بالا نشانه‌های آشکار بمباران گسترده را میدیدم: گام به گام گودال پی گودال یادگار بمهای افگنده شده. سلسله‌کوهها، نشیبها و دره‌های باریک نزدیک به کناره – به گمان زیاد سنگرهای پنهان چریکها – داغان داغان و آبله باران یا زیر برفکوچها به چشم میخوردند.

بخشهای زیاد همواری پنجشیر شکوهمند و سرسبز بودند، لیک هرچه دیده میشد کارزار رزمی بود. پوسته‌های نظامی کوچک و بزرگ در سراسر منطقه گسترانده شده‌ بودند.

در ساحه قرارگاه مهم نظامی شهرکی به نام بارک (بهارک؟) پیاده شدیم. جنرال محمدجمال افسر ارتش و چندین قوماندان دیگر به دیدنم آمدند و پیهم میگفتند: “کنترل ساحه مطلق به دست ماست”. آنجا نشانی از همپیمانان شوری شان نبود. ناگهان سر مرد روسی با موهای زرد – اشتباهاً – بالای تانکی نمایان شد. پس از آنکه مرا دید، بیدرنگ خود را پایین کشید و نهان کرد. چاشت بود. نان و کباب میخوردیم. ساعتی با جنرالها از ستراتیژیهای جنگی در برابر جنبشهای چریکی گفتیم و سپس روانه کابل شدم.

رفت و برگشت پیروزمندانه من به پنجشیر پدیده چشمگیری در گزارشگری پنداشته میشد؛ زیرا نخستین بار یک “بیگانه” چراغ سبز دیده‌بود تا در دل میدان جنگ افغانستان پا گذارد. گردانندگان [نیوزویک] شادمان شدند. آنگاه پشتیبانان امریکایی مجاهدین ثبوت دست اول یافتند که حکومت ایالات متحده باید با جنگ‌ابراز خیلی پیشرفته و پول بسیار هنگفت چریکها را در نبرد با روسها کمک میکرد. به اینگونه طالبان زاده شدند!

نیویارک/ هشتم جون 2017
[][]

«میتوانیم کوهها را ذوب کنیم»
گماشته مسکو: مگر رشته‌های وابستگی وجود ندارد؟

هفته پیش [چهارم جون 1984] ببرک کارمل رییس جمهور افغانستان و پاتریشیا سیتهی – گزارشگر نیوزویک – در “خانه خلق” [کاخ ارگ] گفت‌وشنود سه ساعته داشتند.

پرسش: در غرب، مردم میگویند شما دست‌نشانده اتحاد شوروی هستید. پاسخ تان چیست؟

پاسخ: در واقع جای افتخار است هنگامی که امپریالیستها و دشمنان تان با دروغها و بدگوییها بر شما میتازند. پریشان میشدم اگر چنین نمیبود. اجازه دهید به آگاهی تان برسانم: از هژده سالگی عضو فعال جنبش دانشجویی در کشورم بودم. بعد در مبارزه ملی دموکراتیک سهم گرفتم و در تهدابگذاری حزب دموکراتیک خلق افغانستان کمک کردم. چهار سال از بهر فعالیتهایم زندانی شدم. در دهه 1960 دو بار از سوی همشهریان کابل به شورای ملی برگزیده شدم. پس از انقلاب [ثور/ اپریل] 1978 معاون شورای انقلابی گردیدم. پیشینه من پاک است. فرد انقلابی در خدمت میهن و مردمم بودم و هستم. آیا آدمی با همچو سوابق میتواند دست‌نشانده کسی باشد؟

پرسش: پس چرا صدوده‌هزار سرباز شوروی و چهارهزار مشاور شوروی در کشور تان دارید؟ آیا حضور اینان بر آزادی شما چلیپا نمیکشد؟

پاسخ: در سراسر تاریخ، حتا در روزگار فرمانروایی بریتانیای امپریالیست بر نیمقاره، اتحاد شوروی یگانه دوست واقعی و صدیق مردم افغانستان بوده‌است. با انقلاب اپریل 1978 که دستگاه سلطنت استبدادی فیودالی در افغانستان سرنگون گردید، نقطه عطفی در مناسبات ما با شوروی به میان آمد. چنانی که میدانید وقتی طبقه حاکم از قدرت ساقط میگردد، به آسانی تسلیم نمیشود و نمیخواهد امتیازاتش را از دست دهد. لذا، عناصر استبدادی، فیودالی و ارتجاعی در جبهه نامقدس علیه روند برنامه‌ریزی شده انقلاب در افغانستان متحد شدند. آنان به پاکستان رفتند و از آنجا توطئه و نقشه حملات بر انقلاب را رویدست گرفتند. صف‌بندی در سطح منطقه در صف‌بندی بین‌المللی انعکاس یافت: نیروهای مترقی به رهبری اتحاد شوروی در برابر نیروهای ارتجاعی امپریالیستی به سردمداری ایالات متحده. تمامیت [ارضی] افغانستان در خطر بود. بر بنیاد معاهده دوستی و همکاری 1978 از دوستان شوروی کمک خواستیم. آنها پاسخ [مثبت] دادند.

پرسش: خطر [جنگهای] چریکی چقدر جدی است؟ گزارشها میگویند حکومت شما تنها شهرها را به دست دارد، در حالی که شورشیان ولایات را دارند.

پاسخ: امروز کنترل عام و تام کشور را به دست داریم. واقعیت تاریخی چنان است که اینجا به خاطر ساحات کوهستانی و دره‌های تنگ و ناهموار ملاکان فیودال زمام امور مناطق و مردم خود را – بدون تامین رابطه با مقامات حاکمیت مرکزی – در اختیار داشته‌اند. در گوشه‌های دورافتاده حتا امروز هم وضع بر همان منوال است. ولی ما کنترل موثر اوضاع را تا سطح ولسوالیها را در دست داشته و به جرگه‌های محلی قدرت زیاد داده‌ایم. البته، باندهای درنده‌یی که از سوی مرتجعین لمیده در پاکستان تحریک میشوند، مداخلات نفوذی شان را پیش میبرند و ما عکس‌العمل نشان میدهیم.

پرسش: از عملیات پنجشیر چه میگویید؟ اگر خطر اینهمه ناچیز باشد، چرا برای نابود کردنش نیاز داشتید به فرستادن آنگونه قوای مسلح فوق‌العاده بزرگ؟

پاسخ: ما در افغانستان قدرت آتش‌گشایی کافی برای ذوب کردن کوهها داریم؛ ولی نمیخواهیم چنان کنیم؛ زیرا همچو عملیات میتواند باعث مرگ مردمان بیگناه گردد. بگذارید همینقدر بگویم: عملیات مختصر ما در پنجشیر “پرابلم” آنجا را به طور کامل سرکوب کرد. پنجشیر به حالت عادی برگشته است.

پرسش: آیا گروه چریکی به رهبری احمدشاه مسعود را نابود ساخته‌اید؟ مسعود مرده است یا زنده؟

پاسخ: این مسعود که شما از وی یاد میکنید، کیست؟ تبلیغات ایالات متحده شخصیتهای مصنوعی و خدایان دروغین می‌آفرینند. ریگن در نقش هنرپیشه سینما خوب میداند که چگونه روی ستیژ جهانی – چه چلی، السلوادور یا افریقا – گُدیهایی پدید آورد. همچو تخلیقات بتهای گلین هستند و خیلی زود فرومیپاشند. مسعود ابزار امپریالیستها بود. نمیدانم زنده است یا مرده و پروایش را هم ندارم. موضوع پنجشیر حل شده‌است.

پرسش: انقلاب چپگرا را با رسوم اسلامی افغانستان چگونه سازگاری میدهید؟

پاسخ: ماشین تبلیغات امپریالیستی پندار نادرستی را به خورد غرب داده‌است: انقلاب [ثور] ضد اسلام است. اسلام سرشار است از اصول مترقی چون صلح، صداقت، حقیقت، تساوی، حرمت به همسایه. انقلاب در افغانستان در توافق کامل با همین اصول قرار دارد. حکومت انقلابی باید در خدمت مردم باشد. خواست مردم، خواست ماست. عقاید و عنعنات اسلامی بخشی از جامعه افغانستان است و ما به آن احترام داریم.

پرسش: ولی شما نمیتوانید اسلامی و کمونیستی باشید. انقلاب سوسیالیستی مذهب را تشویق نمیکند.

پاسخ: ولی این انقلاب سوسیالیستی نیست. وقتی حزب دموکراتیک خلق افغانستان در دهه 1960 پیریزی شد، ایدیولوژی چپی داشت. اما نمیتوانید دستگاه سیاسی را با شعارها دستور دهید، باید از لایه‌های زیرین مردم برخیزد. انقلاب ما انقلاب ملی دموکراتیک است، یعنی ضدفیودالی، ضدامپریالیستی با سمتگیری سوسیالیستی.

[][]

هرقدر با واژه ها بازی کنند هرقدر تصویر غبار آلود بنام های گوناگون بکشند باز هم نمیتوانند قدسیت حقیقت را نابود بسازند.
چنانچه در این گفتگو هم این قدسیت جلایش خود را دارد در میان کوهی از حقایق که از آن کنار رفته اند.
اینک شما را به دیدنگوشه ی از تاریخ مستند پنجشیر در آنزمان درست حاکمیت دولتی به رهبری جاویدنام ببرک کارمل دعوت میکنیم به این راپورتاژ کوتاه نگاه کنید.

(راه پرچم )

منابع
برگرفته از یادداشتهای شخصی بانو Patricia Sethi و
برگهای 20 و 21 هفته‌نامه نیوزویک – یازدهم جون 1984
http://vivagoamagazine.com/details.php?id=1487

در دوران زعامت ببرک کارمل،بیش از 250 پروژه جدید به میزان متوسط و بزرگ در رشته های گوناگون تکمیل گردید و برای بهره گیری آغاز به کارنمود.
در اینجا تنها از عمده ترین پروژه ها که در عرصه های اقتصاد وفرهنگ در کشور حایز اهمیت بودند،یادآوری می گردد:
1 – ساختمان پل حیرتان به روی دریای آمو،که راه بندری شمال افغانستان را به بندر ترمذ ازبکستان وصل نمود و مشکلات تجارتی و ترانسپورتی افغانستان را در زمینه انتقال کالاهای مصرفی وتجارتی و مواد سوختی رفع کرد.
2 – ساختمان تأسیسات بندری،شبکه خط آهن،ایستگاه ها،گدامها و ذخیره گاه های مواد نفتی وگازمایع و خشکه بار وساختمانهای اداری و رهایشی به عنوان یک شهرک نمونه ومدرن در حیرتان ولایت بلخ.
3 – ساختمان فابریکه جرق ودرق در شبرغان برای جدا سازی سلفراز گاز،خشک کردن و آماده انتقال ساختن گاز طبیعی از طریق لوله هابه دوسمت مزارشریف و بندرگاه کلفت در کناردریای آمو.
4 – اعمارمنازل رهایشی برای متخصصین،کارمندان و کارگران صنعت گاز و ملحقات آن در شهر شبرغان.
5 – احداث لوپنگ(لوله دوم)پایپ لاین گازمیان شبرغان تا سرحد شمال.
6 – اکمال گالریهای انتقالاتی در معادن ذغال سنگ کرکرو دود کش در پلخمری.
7 – ایجاد فابریکه جدید نان پزی در شهرکابل.
8 – احداث دستگاه مخابراتی شمشاد در کابل برای اخذ و ارسال اطلاعات تلویزیونی و تیلفونی به وسیله قمر مصنوعی.
9 – تکمیل مراحل اول و دوم پروژه بس های برقی(تریلی بوس)در شهر کابل با فعال بودن سیستم برق رسانی و موجودیت بسهای جدید.
10 – ساختمان شفاخانه در شهر هرات وتجهیز آن برای درمان بیماری های چشم که این مرض در آنجا دامنگیرخیلی از شهروندان بود.
11 – گسترش فعالیت،تکمیل و تجهیزفابریکه خانه سازی در شهر کابل با ظرفیت ساختمانی 2000 باب اپارتمان عصری در سال.
12 – اکمال 8000 باب اپارتمان درمکروریان و قصبه کارگری در شهر کابل و توزیع آن به مستحقین مطابق سهمیه بندی برای موسسات دولتی.
13 – ساختمان ایستگاه های عصری آتش نشانی در شهرهای کابل، هرات ومزارشریف.
14 – تکمیل شبکه سوم برق رسانی شهری درکابل .
15 – اعمار فابریکه نان پزی در مزارشریف.
16 – اعمارساختمان آسیاب در سیلوی پلخمری.
17 – اعمارذخیره گاه های بزرگ مواد نفتی در دشت سقابه لوگر،در پلخمری و در دشت شادیان مزار شریف.
18 – اعمارساختمان انستیتوت کیمیا در شهر کابل وتجهیز آن با لوازم موردنیاز.
19 – اعمار درسخانه ها،خوابگاه ها(مجتمع دوم)ولابراتوارهای جدید در دانشگاه کابل.
20 – نوسازی استدیوهای رادیو وتلویزیون با خرید تجهیزات جدید و تکمیل کمبودی سامان و آلات در پایتخت.
21 – اکمال دستگاه های موج رادیویی متوسط و کوتاه در کابل و ولایات.
22 – ایجاد ترانسپوزرها واستدیوهای پخش برنامه های تلویزیونی و رادیویی درولایات.
23 – اعمار تأسیسات انستیتوت دولتی طب کابل.
24 – ایجاد مؤسسات ترانسپورتی و ایستگاه های خدمات تخنیکی برای هزاران عراده موترباتوناژبلند وتانکرها برای انتقال خشکه بار ومواد نفتی در دشت چمتله وشهرهای کابل،هرات،پلخمری وحیرتان.
25 – اعمار فابریکه پروسس زیتون برای کانسرو سازی و روغن کشی در ولایت ننگرهار.
26 – اعمارساختمان انستیتوت علوم اجتماعی در شهرکابل.
27 – تکمیل کارساختمان گالریها در طول شاهراه سالنگ.
28 – اعمارساختمان سیلوی مزارشریف.
29 – احداث پروژه های آبرسانی در مسیر دریاهای کابل و لوگر جهت تهیه آب آشامیدنی صحی برای شهروندان کابل.
30 – نوسازی،توسعه و تجهیز مسلخ کابل.
31 – اعمارساختمان دستگاه بزرگ برق حرارتی در خیرخانه شهرکابل.
32 – احیای مجدد فابریکه خشت سازی بگرامی و آغازکار اعمار فابریکه های بزرگ تولید خشت در ده سبز ولایت کابل و در شهر مزارشریف.
33 – اعمارساختمان ورکشاپ ترمیمات اساسی اگریگات موترهای کاماز در کارخانه جات جنگلک.
34 – تأسیس پولی کلینیک مرکزی بیمه صحی کارگران و کارمندان دولت.
35 – ایجاد مجتمع لابراتوار تجزیه مواد مفیده جامد(موادمعدنی) در کابل.
36 – ایجاد انستیتوت بیماریهای حیوانی در دارالامان شهر کابل.
37 – ایجاد الواتورهای سیلوهای پلخمری،مزارشریف وهرات.
38 – تمدید لاین انتقال برق 110 کیلوولت از سرحد اتحادشوروی تا شهرکندز.
39 – اعمار ذخیره گاه و پرکاری بالونهای گازمایع در شهرکابل.
40 – احداث کرین کیبل بالای دریای آمو در بندر کلفت درشمال کشور.
41 – اعمار فابریکه نلهای کانکریتی در کابل برای تولید لوله ها جهت تمدیدخطوط برق وتلفون واحداث مرحله اول کانالازیسیون شهرکابل.
42 – اعمارساختمان انیستیتوت پیداگوژی درکابل و تجهیز آن با لوازم ضروری.
43 – اعمارساختمان ورکشاپهای ترمیم عراده جات و وسایط نیروهای مسلح در شهرقندهار ودربگرام.
44 – ایجاد دانشگاه نظامی – سیاسی در بالاحصارشهرکابل.
45 ایجاد دستگاه ریخته گری و ذوب فلزات کارخانجات جنگلک کابل.
46 – ایجاد بانک خون در کابل.
47 – احداث ایستگاه خط آهن در تورغندی ولایت هرات.
48 – نصب دستگاه های تلفونی تروپوسفیر در ولایات.
49 – بازسازی ساختمان فابریکه نان پزی نمبریک کابل.
50 – تمدید لاین انتقال 220 کیلوولت ازمرز اتحادشوروی تا شهرمزارشریف.
51 – اعمارساختمان پروژه آبیاری بختیاران در ولایت کابل.
52 – حفرکانال جدید لشکرگاه – شمالان در ولایت هلمند.
53 – نصب توربینهای برق آبی بهارک ولایت بدخشان.
54 – ایجادمحله رهایشی وتوقفگاه موترهای باربری در بندر حیرتان.
55 – تکمیل دستگاه فشار گازدرولایت جوزجان برای تولید گازمایع و مازوت.
56 – احداث کانال آبیاری درپروژه بزرگ کوکچه سفلا در ولایت تخار.
57 – اعمار میدان هوایی در شهرشبرغان ولایت جوزجان.
58 – اعمارساختمان مطبعه جدید و مجهز برای چاپ کتابهای درسی در پلچرخی ولایت کابل.
59 – تکمیل ساختمان عمارت بلند منزل مخابرات به شمول پوسته خانه مرکزی.
60 – اعمارساختمان مکاتب جدید و بازسازی عمارات مکاتب تخریب شده و ساختمان و ترمیم مساجد و اماکن متبرکه اسلامی.
…..
جیلانی گلشنیار
****************
تاریخ را ورق میزنیم :

به حرفهای داهیانه رهبرزحمتکشان افغانستان زنده نام ببرک کارمل که 33 سال قبل وضع امروزی جامعه افغانستان را پیشگویی کرده بود،میخوانیم!

مردم شرافتمند وزحمت کش ومسلمان افغانستان،مانیرومندترازدشمنان خود هستیم.ما بهتر وخوبترمجهز ومسلح هستیم.ما ازآنچه که دشمنان تنها درحرف وعده دروغین میدهند،درعمل بیشتربرای مردم فراهم آورده ومهیا میسازیم.هم مبارزه انقلابی ما عادلانه است،هم حق وهم نیرو بطرف ماست.اما دشمنان ما به چه اتکأ میکنند؟

بیائید درمورد این مسئله کمی مفصل ترصحبت کنیم.ما می بینیم که سازمانهای اشرار/ ضدانقلابی به چه اعمالی دست می زنند.فقط بعضی مثالها وحقایق رابیان میدارم.به همگان معلوم است که یکتعدادقابل ملاحظه ملاها وروحانیون وطنپرست کشور،معلمان ودوکتوران قربانی خونریزی وحشیانه وددمنشانه آنان شده اند.

آنان دهها مسجد،130-شفاخانه ومرکزصحی و(1814)مکتب یعنی تقریبأنصف همه مکاتب کشور را تخریب کرده،یاسوختانده اند.

کی میتواند ضرری را که به دهقان درنتیجه ازبین رفتن سرپناه،حاصلات رزاعتی و مواشی وغیره که ازطرف ضدانقلاب به غارت برده شده ویا تخریب گردیده است، محاسبه کند؟

ضدانقلاب ترقی اقتصادی وطن را مانع می شود وتلاش می ورزد تاکشورما فقیروعقب مانده باقی ماند ونظام قرون وسطایی احیا گردد. برای اینکارهمه اعمال شوم ممکن را انجام میدهد.

وهمین ضدانقلاب است که به افغانستان معادل 35 ملیارد افغانی خساره واردنموده است. این رقم براساس یک تخمین ارتجالی نصف همه سرمایه گذاری در رشد اقتصاد کشور را درظرف بیست سال اخیر می سازد.

لذا اشرار/ضدانقلاب نیروی شرو تخریب است.این چیزی است که مشخصه آنرا می سازد.سرکردگان اشرار/ ضدانقلاب بخاطرمنافع شخصی خودمبارزه می کنند.زیرا آنچه که آنها انجام میدهند،نمیتواند بامنافع مردم با منافع انسانهای شرافتمند وساده کشورمطابقت داشته باشد

.بنابرین سرکردگان ضدانقلاب نه تنها با مردم بلکه در بین خود نیز نمیتوانند زبان مشترک داشته باشند.آنها هیچگاه موفق نمیگردند جبهه واحد نامقدس را علیه افغانستان بسازند.

اگربه ریشه وماهیت اشیا وپدیده ها نگریسته شود،معلوم میگردد که وحدت آنها نه تنها بخاطرتمایلات حریصانه خودخواهی های وحشیانه وخودپرستی هایشان که مشخصه درجه یک آنها را می سازد ممکن نیست.بلکه قبل ازهمه وحدت شان بخاطرآن میسروامکان پذیرنمیگردد که آنها چیزی بمردم پیشنهاد کرده نمی توانند به خواست مردم پاسخ مثبت داده نمیتوانند ونمی خواهند وقادرنیستند بمردم آنچه را که نیازمند است،بدهند.

خونریزی وفریب،ترور واختناق وظلم قرون وسطایی هیچگاه آنها را به پیروزی نمی رساند.جریان تکامل تاریخ به نفع ماست وما به طوربلا قطع علیه آنها مبارزه میکنیم.

اما این مسئله نیز روشن است که پیروزی خود به خودحاصل نمی شود.

ارزیابی عینی اوضاع واستراتیژی و تاکتیک درست وپیگیر لازم است.

دراین رابطه باید خاطرنشان ساخت که تعداد ضدانقلابیون«آرمانی»که دارای با صطلاح مواضع ایدیولوژیک اند،آنقدرزیادنیست.عمده چیز دیگریست.عده ی زیادی از مردم هنوز به امردفاع ازانقلاب جلب نشده اند.این

واقعیت تلخی است که رفع آن درک وعمل را ضرورت دارد.این وضع تا حد زیادی ناشی از اشتباهات،عدم توانایی وبعضأ هم عدم آرزومندی برای کار همیشگی و پرحوصله با توده های مردم وناشی از عدم اجرای کامل تحولاتی که اعلام شده وخواست مردم است،می باشد.اما این هم واضح است که این عده که در کنارما نیستند،باضد انقلاب نیزنمی باشند وبدنبال آن نرفته اند.تحلیل ترکیب اعضای سابق باندها که به ما پیوسته اند یاتسلیم شده اند،چه چیزی را روشن می سازد؟

اینرا که بخش قاطع آنان در نتیجه فریب ویاارعاب ضد انقلاب به باندیت ها پیوسته بودند.دراین جا همه چیز واضح می گردد.بازهم دروغ وخونریزی جباران ضد انقلاب،دروغ پراگنی رذیلانه ارتجاع و آمپریالیزم این وسایل تعدادی ازافراد ساده وطن را مؤقتأ به اردوگاه ضدانقلاب پیوندداده است.چه نتیجه گیری بایدکرد؟

قبل از همه باید به پخش حقایق درباره انقلاب ثور،سیاست حزب وحاکمیت انقلابی،افشای جعلیات دروغ ها واتهامات دشمنان توجه بزرگ صورت گیرد واینکاربهتراز امروز عملی گردد.

باید ضدانقلاب را ازلحاظ اندیشه زهرآگین وعمل وحشیانه آن افشا وسرکوب نمود، تعرض وسیع،منسجم وهماهنگ آیدیولوژیک را هم در چوکات پلان های کمپلکس که متوجه آزادی وپاکسازی این یا آن منطقه است وهم در مقیاس همه کشور،گسترش داد.این امرضامن سرکوب نظامی ان نیز است.
مأخذ:

گوشه ی ازبیانیه زنده یاد ببرک کارمل درپلینوم سیزدهم کمیته مرکزی حزب دموکراتیک خلق افغانستان.
—————

 

راه پرچم افتخار دارد که به ادامه باز پخش روزنامه حقیقت انقلاب ثور، برای اولینبارکلکسیون های این روزنامه را از طریق صفحه انترنتی راه پرچم در اختیار علاقمندان قرار میدهد.
روزنامۀ حقیقت انقلاب ثور بعد از تاریخ ۱۲ سنبله به حیث ارگان کمیته مرکزی حزب دموکراتیک خلق افغانستان ناشر اعلامیه ها، تصامیم وموضعگیری های حزب دموکراتیک خلق افغانستان با مدیریت مسول رفیق محمود بریالی نشرات خویش را ادامه داده،در آغاز هفته سه بار و بعد از مدتی به حیث روزنامه نشر گردیده است.
حقیقت انقلاب ثور به حیث ارگان کمیته مرکزی حزب دموکراتیک خلق افغانستان به ادامه نشرات حزبی، خواست ها و مطالبات توده ها را انعکاس داده و در راه تحقق آنها رزمیده و برای بسیج مردم مبارزه نموده است.

حقیقت انقلاب ثور نقش عمده را در متحد ساختن کارگران،دهقانان، روشنفکران و سایر اقشار زحمتکش و نیروهای وطنپرست بدور حزب دموکراتیک خلق افغانستان بازی نموده است.
حقیقت انقلاب ثور از نخستین شماره یکی از وظایف اساسی خویشرا تامین وحدت و همبستگی صفوف حزبی،بلندبردن استعداد پیکارجویانه آنها و جلب و جذب نماینده گان خلق زحمتکش به حزب اعلام و در راه تحقق آن عملاً نشرات نموده است.
باز بخش این روزنامه و همگانی ساختن آن میتواند منبع موثق ودقیق برای تحقیق وتتبع کسانی قرار گیرد که خواستار تحقیق وتتبع مستقل و بیطرفانه در بارۀ حوادث یک برهه از تاریخ کشور و کار و پیکار حزب دموکراتیک خلق افغانستان هستند.

راه پرچم

 

 

 جنگ فرسایشی که از جانب همسایه های نابکار شرقی و غربی به همیاری عناصر عقبگرا و دشمن وطن داخلی، با پشتیبانی مالی و تبلیغاتی ارتجاع عرب و کمک تسلیحاتی ادارات اطلاعاتی کشورهای غربی از سال 1357 بمنظور سقوط  جمهوری دموکراتیک افغانستان آغاز گردیده بود؛ با مسلط  شدن تنظیم های جهادی نتنها ختم نگردید، بلکه ابعاد تازه یافت. جنگهای بین تنظیمی جهادی ها، بعد از سال 1371  تمام سیستم دولتی را محو ساخت و دارایی عامه و موسسات عامل المنفعه زیر نام “غنیمت” مورد غارت قرار گرفت و تقریباً همۀ دستاوردهای اقتصادی پنجاه سالۀ کشور را به خاک برابر کرد.

در دوران حکمروایی تنظیمهای جهادی، نفرت خاصی با موسسات فرهنگی، مخصوصاً با کتابخانه ها در سرتاسر کشور ابراز و صدها هزار جلد کتاب و میلیون ها نسخه روزنامه ها، جراید، مجلات و هر آنچه که در کتابخانه ها بود حریق گردید.

“شبه دولت” جهادی ها، برای کتمان ماهیت ارتجاعی و ویرانگر خویش، تبلیغات واهی و دور از حقیقت را بر محور کافر، کمونیست و… برعلیه جمهوری دموکراتیک افغانستان، حزب دموکراتیک خلق افغانستان و خدمتگاران و مدافعان وطن سازماندهی و نشخوار کرده و چنان وانمود میساختند که گویا در دوران یک دهه حکمروایی آن دولت هیچگونه کاری صورت نگرفته است.

با تسلط جهادی های از نوع دیگر با نام طالب، تراژیدی کشور وارد مرحلۀ دیگری شد و ویرانی و جنگ ادامه یافت.

با حملۀ امریکا بر کشور و ختم حکمروایی نوع قرون وسطایی طالبی، در ظاهر امر فرصتی تنفس پیدا و امیدواری برای ختم جنگ و ویرانی ایجاد شد. اما با گذشت مدتی بسیار کوتاهی دیده شده که آن امیدواری کاذب و سرابی بیش نبوده است، جنگ ختم نشد، بلکه شکل، ماهیت و اهداف آن تغییر کرد و برای تداوم جنگ و تبدیل کردن افغانستان به حیث تختۀ خیز بطرف شمال، شمال شرق و شمال غرب پلانهای دیگری در معرض تطبیق قرار داده شد.

 در این مرحله تلاش صورت گرفت تا حین ارزیابی  وضع افغانستان، از مرحلۀ ( 1358ـ 1371) خیز صورت گیرد و چنان وانمود میشد که گویا بعد از سقوط دولت داوود در 1357 تا به قدرت رسیدن جهادی ها، سیستمی دولتی وجود نداشته است و کار عمرانی صورت نگرفته است. و اگر گاهی هم اجباری میبود برای ذکر آن مرحله، تنها جهات منفی، کمبودها و ضعف های آن و آنهم به شکل مبالغه آمیز یاد و فعالیت های جنگی تنظیمهای جهادی  برجسته شده و از سازندگی و آبادی در آن دوره طفره میرفتند و میروند.

همانگونه که گفته اند تاریخ بهتری داور است؛ با گذشت زمان و افشا شدن ماهیت دولت تازه که تعریف تازۀ “کلپتوکراسی/ حکومت دزدان” را برای آن بکار میبرند، بتدریج  مردم پی میبرند که دورۀ حاکمیت جمهوری دمکراتیک افغانستان با همه ضعف ها و کاستی ها و ادامۀ جنگ تحمیلی، دوران سازندگی و تلاش برای بهبود زندگی همۀ مردم بود و حزبی ها و کارمندان دولت خدمتگاران با تقوای مردم.

با ذکر این مختصر، تلاش صورت گرفت تا آنچه از نشرات از جمله روزنامه ها، جراید، مجلات و سایر آثار چاپ شده در دوران جمهوری دموکراتیک افغانستان که از طوفان و غارت و سوختاندن تنظیمهای جهادی در امان مانده و توسط اشخاص و سازمانهای خیرخواه و نیکواندیش گردآوری و در کتابخانه ها و دنیای انترنیت جا داده شده است، پیدا و در پخش بیشتر و بهتر آن اقدام گردد و برای برآورده شدن همین مأمول به تدریج  مجموعه روزنامۀ حقیقت انقلاب ثور سال های 1359ـ 1361 از طریق سایت وزین راه پرچم و سایر صفحات همسو در اختیار علاقمندان قرار داده شد و به ادامه آن اینک مجموعۀ  روزنامه حقیقت انقلاب ثور سال 1364 تهیه  گردیده و پیشکش شما میگردد. امید است مورد استفاده و بهره شما قرار گیرد.  

بدینوسیله از رفقای ارجمند و عزیز  که لطف نموده اند  و شماره های پراگنده و نشرات گوناگون بیانگر کار و پیکار دوران جمهوری دموکراتیک افغانستان را برایم ارسال نموده اند، سپاس و اظهار شکران بی حساب نمایم. رفقای عزیز  دیرسال زنده باشید.

                                                                                                                                                                                                     با حرمت فراوان 

ق. آسمایی

 

«همتم بدرقه راه کن ای طایر قدس                که دراز است ره مقصد و من نوسفرم»

 

در بارۀ روزنامۀ حقیقت انقلاب ثور

 

نخستین شماره روزنامۀ حقیقت انقلاب ثور به حیث ارگان دولتی جمهوری دموکراتیک افغانستان، بعد از ختم حکمروایی میر غضب دوران  حفیظ الله امین بتاریخ یازدهم جدی 1358 نشر گردید و  بعد از تاریخ 12 سنبله  سال 1359 به حیث ارگان کمیته مرکزی حزب دموکراتیک خلق افغانستان، با مدیریت مسئول رفیق محمود بریالی نشرات آن ادامه یافت که در آغاز هفته سه بار و بعد از مدتی هفته شش بار نشر میشد.

حقیقت انقلاب ثور به حیث ارگان کمیته مرکزی حزب به ادامۀ نشرات حزبی، خواستها و مطالبات توده ها را انعکاس داده و در راه تحقق آنها رزمیده و برای بسیج مردم مبارزه نموده است.

حقیقت انقلاب ثور نقش عمدۀ را در متحد ساختن کارگران، دهقانان، روشنفکران وسایر اقشار زحمتکش و نیروهای وطنپرست بدور حزب دموکراتیک خلق افغانستان بازی نموده است.

حقیقت انقلاب ثور از نخستین شماره یکی از وظایف اساسی خویشرا تأمین وحدت و همبستگی صفوف حزبی، بلند بردن استعداد پیکارجویانه آنها و جلب و جذب نمایندگان خلق زحمتکش به حزب اعلام و در راه تحقق آن عملاً نشرات نموده است.

باز پخش این روزنامه و همگانی ساختن آن میتواند، منبع موثق ودقیق برای تحقیق وتتبع کسانی قرار گیرد که خواستار تحقیق وتتبع مستقل و بیطرفانه در بارۀ حوادث یک برهه از تاریخ کشور و کار و پیکار حزب دموکراتیک خلق افغانستان هستند.

قابل یادآوری است که متأسفانه بنابر عوامل گوناگون، همه شماره های این دورۀ روزنامه دستیاب نگردیده وکمبودی در این عرصه موجود است.

امیدواریم بتوانیم به کمک رفقا ودوستان کلکسیون های سالهای بعدی روزنامه ها، جراید، مجلات وسایر نشرات جمهوری دموکراتیک افغانستان وحزب دموکراتیک خلق افغانستان را جمع آوری، تدوین ودر خدمت هموطنان وپژوهشگران تاریخ کشور قرار دهیم.

راه پرچم

 

 

 

 

در بارۀ مجموعۀ روزنامۀ حقیقت انقلاب ثور سال 1363

 

  جنگ فرسایشی که از جانب همسایه های نابکار شرقی و غربی به همیاری عناصر عقبگرا و دشمن وطن داخلی، با پشتیبانی مالی و تبلیغاتی ارتجاع عرب و کمک تسلیحاتی ادارات اطلاعاتی کشورهای غربی از سال 1357 بمنظور سقوط  جمهوری دموکراتیک افغانستان آغاز گردیده بود؛ با مسلط  شدن تنظیم های جهادی نتنها ختم نگردید، بلکه ابعاد تازه یافت. جنگهای بین تنظیمی جهادی ها، بعد از سال 1371  تمام سیستم دولتی را محو ساخت و دارایی عامه و موسسات عامل المنفعه زیر نام “غنیمت” مورد غارت قرار گرفت و تقریباً همۀ دستاوردهای اقتصادی پنجاه سالۀ کشور را به خاک برابر کرد.

در دوران حکمروایی تنظیمهای جهادی، نفرت خاصی با موسسات فرهنگی، مخصوصاً با کتابخانه ها در سرتاسر کشور ابراز و صدها هزار جلد کتاب و میلیون ها نسخه روزنامه ها، جراید، مجلات و هر آنچه که در کتابخانه ها بود حریق گردید.

“شبه دولت” جهادی ها، برای کتمان ماهیت ارتجاعی و ویرانگر خویش، تبلیغات واهی و دور از حقیقت را بر محور کافر، کمونیست و… برعلیه جمهوری دموکراتیک افغانستان، حزب دموکراتیک خلق افغانستان و خدمتگاران و مدافعان وطن سازماندهی و نشخوار کرده و چنان وانمود میساختند که گویا در دوران یک دهه حکمروایی آن دولت هیچگونه کاری صورت نگرفته است.

با تسلط جهادی های از نوع دیگر با نام طالب، تراژیدی کشور وارد مرحلۀ دیگری شد و ویرانی و جنگ ادامه یافت.

با حملۀ امریکا بر کشور و ختم حکمروایی نوع قرون وسطایی طالبی، در ظاهر امر فرصتی تنفس پیدا و امیدواری برای ختم جنگ و ویرانی ایجاد شد. اما با گذشت مدتی بسیار کوتاهی دیده شده که آن امیدواری کاذب و سرابی بیش نبوده است، جنگ ختم نشد، بلکه شکل، ماهیت و اهداف آن تغییر کرد و برای تداوم جنگ و تبدیل کردن افغانستان به حیث تختۀ خیز بطرف شمال، شمال شرق و شمال غرب پلانهای دیگری در معرض تطبیق قرار داده شد.

 در این مرحله تلاش صورت گرفت تا حین ارزیابی  وضع افغانستان، از مرحلۀ ( 1358ـ 1371) خیز صورت گیرد و چنان وانمود میشد که گویا بعد از سقوط دولت داوود در 1357 تا به قدرت رسیدن جهادی ها، سیستمی دولتی وجود نداشته است و کار عمرانی صورت نگرفته است. و اگر گاهی هم اجباری میبود برای ذکر آن مرحله، تنها جهات منفی، کمبودها و ضعف های آن و آنهم به شکل مبالغه آمیز یاد و فعالیت های جنگی تنظیمهای جهادی  برجسته شده و از سازندگی و آبادی در آن دوره طفره میرفتند و میروند.

همانگونه که گفته اند تاریخ بهتری داور است؛ با گذشت زمان و افشا شدن ماهیت دولت تازه که تعریف تازۀ “کلپتوکراسی/ حکومت دزدان” را برای آن بکار میبرند، بتدریج  مردم پی میبرند که دورۀ حاکمیت جمهوری دمکراتیک افغانستان با همه ضعف ها و کاستی ها و ادامۀ جنگ تحمیلی، دوران سازندگی و تلاش برای بهبود زندگی همۀ مردم بود و حزبی ها و کارمندان دولت خدمتگاران با تقوای مردم.

با ذکر این مختصر، تلاش صورت گرفت تا آنچه از نشرات از جمله روزنامه ها، جراید، مجلات و سایر آثار چاپ شده در دوران جمهوری دموکراتیک افغانستان که از طوفان و غارت و سوختاندن تنظیمهای جهادی در امان مانده و توسط اشخاص و سازمانهای خیرخواه و نیکواندیش گردآوری و در کتابخانه ها و دنیای انترنیت جا داده شده است، پیدا و در پخش بیشتر و بهتر آن اقدام گردد و برای برآورده شدن همین مأمول به تدریج  مجموعه روزنامۀ حقیقت انقلاب ثور سال های 1359ـ 1361 از طریق سایت وزین راه پرچم و سایر صفحات همسو در اختیار علاقمندان قرار داده شد و به ادامه آن اینک مجموعۀ  روزنامه حقیقت انقلاب ثور  حمل سال 1362 تهیه  گردیده و پیشکش شما میگردد. امید است مورد استفاده و بهره شما قرار گیرد.  

بدینوسیله از رفقای ارجمند و عزیز  که لطف نموده اند  و شماره های پراگنده و نشرات گوناگون بیانگر کار و پیکار دوران جمهوری دموکراتیک افغانستان را برایم ارسال نموده اند، سپاس و اظهار شکران بی حساب نمایم. رفقای عزیز  دیرسال زنده باشید.

                                                                                                                                                                                                     با حرمت فراوان 

ق. آسمایی

 

«همتم بدرقه راه کن ای طایر قدس                که دراز است ره مقصد و من نوسفرم»

در بارۀ روزنامۀ حقیقت انقلاب ثور

 

نخستین شماره روزنامۀ حقیقت انقلاب ثور به حیث ارگان دولتی جمهوری دموکراتیک افغانستان، بعد از ختم حکمروایی میر غضب دوران  حفیظ الله امین بتاریخ یازدهم جدی 1358 نشر گردید و  بعد از تاریخ 12 سنبله  سال 1359 به حیث ارگان کمیته مرکزی حزب دموکراتیک خلق افغانستان، با مدیریت مسئول رفیق محمود بریالی نشرات آن ادامه یافت که در آغاز هفته سه بار و بعد از مدتی هفته شش بار نشر میشد.

حقیقت انقلاب ثور به حیث ارگان کمیته مرکزی حزب به ادامۀ نشرات حزبی، خواستها و مطالبات توده ها را انعکاس داده و در راه تحقق آنها رزمیده و برای بسیج مردم مبارزه نموده است.

حقیقت انقلاب ثور نقش عمدۀ را در متحد ساختن کارگران، دهقانان، روشنفکران وسایر اقشار زحمتکش و نیروهای وطنپرست بدور حزب دموکراتیک خلق افغانستان بازی نموده است.

حقیقت انقلاب ثور از نخستین شماره یکی از وظایف اساسی خویشرا تأمین وحدت و همبستگی صفوف حزبی، بلند بردن استعداد پیکارجویانه آنها و جلب و جذب نمایندگان خلق زحمتکش به حزب اعلام و در راه تحقق آن عملاً نشرات نموده است.

باز پخش این روزنامه و همگانی ساختن آن میتواند، منبع موثق ودقیق برای تحقیق وتتبع کسانی قرار گیرد که خواستار تحقیق وتتبع مستقل و بیطرفانه در بارۀ حوادث یک برهه از تاریخ کشور و کار و پیکار حزب دموکراتیک خلق افغانستان هستند.

قابل یادآوری است که متأسفانه بنابر عوامل گوناگون، همه شماره های این دورۀ روزنامه دستیاب نگردیده وکمبودی در این عرصه موجود است.

امیدواریم بتوانیم به کمک رفقا ودوستان کلکسیون های سالهای بعدی روزنامه ها، جراید، مجلات وسایر نشرات جمهوری دموکراتیک افغانستان وحزب دموکراتیک خلق افغانستان را جمع آوری، تدوین ودر خدمت هموطنان وپژوهشگران تاریخ کشور قرار دهیم.

راه پرچم

 

 

 

*

 

 

 

الـبوم عـکـس های انتخابی از مجموعۀ سال اول روزنامۀ “حقیقت انقلاب ثور”

(11 جدی 1358 ـ 29 حوت 1358)

برای دسترسی به البوم روی تصویر حقیقت در پایین کلیک نماید.

 

 

 

 

در بارۀ مجموعۀ روزنامۀ حقیقت انقلاب ثور سال 1362

  جنگ فرسایشی که از جانب همسایه های نابکار شرقی و غربی به همیاری عناصر عقبگرا و دشمن وطن داخلی، با پشتیبانی مالی و تبلیغاتی ارتجاع عرب و کمک تسلیحاتی ادارات اطلاعاتی کشورهای غربی از سال 1357 بمنظور سقوط  جمهوری دموکراتیک افغانستان آغاز گردیده بود؛ با مسلط  شدن تنظیم های جهادی نتنها ختم نگردید، بلکه ابعاد تازه یافت. جنگهای بین تنظیمی جهادی ها، بعد از سال 1371  تمام سیستم دولتی را محو ساخت و دارایی عامه و موسسات عامل المنفعه زیر نام “غنیمت” مورد غارت قرار گرفت و تقریباً همۀ دستاوردهای اقتصادی پنجاه سالۀ کشور را به خاک برابر کرد.

در دوران حکمروایی تنظیمهای جهادی، نفرت خاصی با موسسات فرهنگی، مخصوصاً با کتابخانه ها در سرتاسر کشور ابراز و صدها هزار جلد کتاب و میلیون ها نسخه روزنامه ها، جراید، مجلات و هر آنچه که در کتابخانه ها بود حریق گردید.

“شبه دولت” جهادی ها، برای کتمان ماهیت ارتجاعی و ویرانگر خویش، تبلیغات واهی و دور از حقیقت را بر محور کافر، کمونیست و… برعلیه جمهوری دموکراتیک افغانستان، حزب دموکراتیک خلق افغانستان و خدمتگاران و مدافعان وطن سازماندهی و نشخوار کرده و چنان وانمود میساختند که گویا در دوران یک دهه حکمروایی آن دولت هیچگونه کاری صورت نگرفته است.

با تسلط جهادی های از نوع دیگر با نام طالب، تراژیدی کشور وارد مرحلۀ دیگری شد و ویرانی و جنگ ادامه یافت.

با حملۀ امریکا بر کشور و ختم حکمروایی نوع قرون وسطایی طالبی، در ظاهر امر فرصتی تنفس پیدا و امیدواری برای ختم جنگ و ویرانی ایجاد شد. اما با گذشت مدتی بسیار کوتاهی دیده شده که آن امیدواری کاذب و سرابی بیش نبوده است، جنگ ختم نشد، بلکه شکل، ماهیت و اهداف آن تغییر کرد و برای تداوم جنگ و تبدیل کردن افغانستان به حیث تختۀ خیز بطرف شمال، شمال شرق و شمال غرب پلانهای دیگری در معرض تطبیق قرار داده شد.

 در این مرحله تلاش صورت گرفت تا حین ارزیابی  وضع افغانستان، از مرحلۀ ( 1358ـ 1371) خیز صورت گیرد و چنان وانمود میشد که گویا بعد از سقوط دولت داوود در 1357 تا به قدرت رسیدن جهادی ها، سیستمی دولتی وجود نداشته است و کار عمرانی صورت نگرفته است. و اگر گاهی هم اجباری میبود برای ذکر آن مرحله، تنها جهات منفی، کمبودها و ضعف های آن و آنهم به شکل مبالغه آمیز یاد و فعالیت های جنگی تنظیمهای جهادی  برجسته شده و از سازندگی و آبادی در آن دوره طفره میرفتند و میروند.

همانگونه که گفته اند تاریخ بهتری داور است؛ با گذشت زمان و افشا شدن ماهیت دولت تازه که تعریف تازۀ “کلپتوکراسی/ حکومت دزدان” را برای آن بکار میبرند، بتدریج  مردم پی میبرند که دورۀ حاکمیت جمهوری دمکراتیک افغانستان با همه ضعف ها و کاستی ها و ادامۀ جنگ تحمیلی، دوران سازندگی و تلاش برای بهبود زندگی همۀ مردم بود و حزبی ها و کارمندان دولت خدمتگاران با تقوای مردم.

با ذکر این مختصر، تلاش صورت گرفت تا آنچه از نشرات از جمله روزنامه ها، جراید، مجلات و سایر آثار چاپ شده در دوران جمهوری دموکراتیک افغانستان که از طوفان و غارت و سوختاندن تنظیمهای جهادی در امان مانده و توسط اشخاص و سازمانهای خیرخواه و نیکواندیش گردآوری و در کتابخانه ها و دنیای انترنیت جا داده شده است، پیدا و در پخش بیشتر و بهتر آن اقدام گردد و برای برآورده شدن همین مأمول به تدریج  مجموعه روزنامۀ حقیقت انقلاب ثور سال های 1359ـ 1361 از طریق سایت وزین راه پرچم و سایر صفحات همسو در اختیار علاقمندان قرار داده شد و به ادامه آن اینک مجموعۀ  روزنامه حقیقت انقلاب ثور  حمل سال 1362 تهیه  گردیده و پیشکش شما میگردد. امید است مورد استفاده و بهره شما قرار گیرد.  

بدینوسیله از رفقای ارجمند و عزیز  که لطف نموده اند  و شماره های پراگنده و نشرات گوناگون بیانگر کار و پیکار دوران جمهوری دموکراتیک افغانستان را برایم ارسال نموده اند، سپاس و اظهار شکران بی حساب نمایم. رفقای عزیز  دیرسال زنده باشید.

                                                                                                                                                                                                     با حرمت فراوان 

ق.اسمایی

«همتم بدرقه راه کن ای طایر قدس                که دراز است ره مقصد و من نوسفرم»

در بارۀ روزنامۀ حقیقت انقلاب ثور 

نخستین شماره روزنامۀ حقیقت انقلاب ثور به حیث ارگان دولتی جمهوری دموکراتیک افغانستان، بعد از ختم حکمروایی میر غضب دوران  حفیظ الله امین بتاریخ یازدهم جدی 1358 نشر گردید و  بعد از تاریخ 12 سنبله  سال 1359 به حیث ارگان کمیته مرکزی حزب دموکراتیک خلق افغانستان، با مدیریت مسئول رفیق محمود بریالی نشرات آن ادامه یافت که در آغاز هفته سه بار و بعد از مدتی هفته شش بار نشر میشد.

حقیقت انقلاب ثور به حیث ارگان کمیته مرکزی حزب به ادامۀ نشرات حزبی، خواستها و مطالبات توده ها را انعکاس داده و در راه تحقق آنها رزمیده و برای بسیج مردم مبارزه نموده است.

حقیقت انقلاب ثور نقش عمدۀ را در متحد ساختن کارگران، دهقانان، روشنفکران وسایر اقشار زحمتکش و نیروهای وطنپرست بدور حزب دموکراتیک خلق افغانستان بازی نموده است.

حقیقت انقلاب ثور از نخستین شماره یکی از وظایف اساسی خویشرا تأمین وحدت و همبستگی صفوف حزبی، بلند بردن استعداد پیکارجویانه آنها و جلب و جذب نمایندگان خلق زحمتکش به حزب اعلام و در راه تحقق آن عملاً نشرات نموده است.

باز پخش این روزنامه و همگانی ساختن آن میتواند، منبع موثق ودقیق برای تحقیق وتتبع کسانی قرار گیرد که خواستار تحقیق وتتبع مستقل و بیطرفانه در بارۀ حوادث یک برهه از تاریخ کشور و کار و پیکار حزب دموکراتیک خلق افغانستان هستند.

قابل یادآوری است که متأسفانه بنابر عوامل گوناگون، همه شماره های این دورۀ روزنامه دستیاب نگردیده وکمبودی در این عرصه موجود است.

امیدواریم بتوانیم به کمک رفقا ودوستان کلکسیون های سالهای بعدی روزنامه ها، جراید، مجلات وسایر نشرات جمهوری دموکراتیک افغانستان وحزب دموکراتیک خلق افغانستان را جمع آوری، تدوین ودر خدمت هموطنان وپژوهشگران تاریخ کشور قرار دهیم.

راه پرچم

 

 

 

 

 

 

 

گفتگوی ببرک کارمل رییس جمهور افغانستان و پاتریشیا سیتهی – گزارشگر نیوزویک کابل جون ۱۹۸۴

برگردان: سیاسنگ

در پیرامون “پرابلم پنجشیر”

ببرک کارمل افغان برجسته و پتان-ستایل بود. برخی او را تاجیک میخوانند، شماری پشتون و کسانی کشمیری. شکوهندگی و زیبایی چهره ستاره سینمای بالییود را داشت. با اشغال کشورش از سوی نزدیک به صدوده‌هزار سرباز شوروی در هنگامه نبرد با نیروهای چریکی مجاهدینی که امریکاییها پنهانی آنان را مسلح میساختند، او در نشانگاه تفنگ زندگی میکرد. البته، کردارش این را میپوشاند. یارانه، خوش‌گفتار و خوش‌برخورد بود. ادعای انقلابی بودن در خدمت مردمش را داشت و با پافشاری میگفت: “دست‌نشانده اتحاد شوروی نیستم”.

کارمل و من در پیرامون “پرابلم پنجشیر” که در 1984 میدان جنگهای خونین بود، بحث داشتیم. وقتی باز هم پافشاری کرد که “تمام نیروهای چریکی سرکوب شده و پنجشیر در کنترل کامل” اوست، دندان روی جگر فشردم و پرسیدم: “اجازه میدهید خودم بروم و ببینم؟” تکان خورد و پاسخ داد: “چگونه میتوانم بانوی جوانی را با خطر مواجه سازم؟” همچو تعارف را نوعی بهانه گریز یافتم و گفتم: “اگر پنجشیر برای من خطر دارد، نمیتواند جایگاه امن و چنانی که وانمود میسازید، زیر کنترل شما باشد.” سخن پایانی وی چنین بود: “ببینم چه کاری میتوانم کنم.”

فردای آن روز در هلیکوپتر جنگنده روسی نشستم و رهسپار پنجشیر شدم. از بالا نشانه‌های آشکار بمباران گسترده را میدیدم: گام به گام گودال پی گودال یادگار بمهای افگنده شده. سلسله‌کوهها، نشیبها و دره‌های باریک نزدیک به کناره – به گمان زیاد سنگرهای پنهان چریکها – داغان داغان و آبله باران یا زیر برفکوچها به چشم میخوردند.

بخشهای زیاد همواری پنجشیر شکوهمند و سرسبز بودند، لیک هرچه دیده میشد کارزار رزمی بود. پوسته‌های نظامی کوچک و بزرگ در سراسر منطقه گسترانده شده‌ بودند.

در ساحه قرارگاه مهم نظامی شهرکی به نام بارک (بهارک؟) پیاده شدیم. جنرال محمدجمال افسر ارتش و چندین قوماندان دیگر به دیدنم آمدند و پیهم میگفتند: “کنترل ساحه مطلق به دست ماست”. آنجا نشانی از همپیمانان شوری شان نبود. ناگهان سر مرد روسی با موهای زرد – اشتباهاً – بالای تانکی نمایان شد. پس از آنکه مرا دید، بیدرنگ خود را پایین کشید و نهان کرد. چاشت بود. نان و کباب میخوردیم. ساعتی با جنرالها از ستراتیژیهای جنگی در برابر جنبشهای چریکی گفتیم و سپس روانه کابل شدم.

رفت و برگشت پیروزمندانه من به پنجشیر پدیده چشمگیری در گزارشگری پنداشته میشد؛ زیرا نخستین بار یک “بیگانه” چراغ سبز دیده‌بود تا در دل میدان جنگ افغانستان پا گذارد. گردانندگان [نیوزویک] شادمان شدند. آنگاه پشتیبانان امریکایی مجاهدین ثبوت دست اول یافتند که حکومت ایالات متحده باید با جنگ‌ابراز خیلی پیشرفته و پول بسیار هنگفت چریکها را در نبرد با روسها کمک میکرد. به اینگونه طالبان زاده شدند!

نیویارک/ هشتم جون 2017
[][]

«میتوانیم کوهها را ذوب کنیم»
گماشته مسکو: مگر رشته‌های وابستگی وجود ندارد؟

هفته پیش [چهارم جون 1984] ببرک کارمل رییس جمهور افغانستان و پاتریشیا سیتهی – گزارشگر نیوزویک – در “خانه خلق” [کاخ ارگ] گفت‌وشنود سه ساعته داشتند.

پرسش: در غرب، مردم میگویند شما دست‌نشانده اتحاد شوروی هستید. پاسخ تان چیست؟

پاسخ: در واقع جای افتخار است هنگامی که امپریالیستها و دشمنان تان با دروغها و بدگوییها بر شما میتازند. پریشان میشدم اگر چنین نمیبود. اجازه دهید به آگاهی تان برسانم: از هژده سالگی عضو فعال جنبش دانشجویی در کشورم بودم. بعد در مبارزه ملی دموکراتیک سهم گرفتم و در تهدابگذاری حزب دموکراتیک خلق افغانستان کمک کردم. چهار سال از بهر فعالیتهایم زندانی شدم. در دهه 1960 دو بار از سوی همشهریان کابل به شورای ملی برگزیده شدم. پس از انقلاب [ثور/ اپریل] 1978 معاون شورای انقلابی گردیدم. پیشینه من پاک است. فرد انقلابی در خدمت میهن و مردمم بودم و هستم. آیا آدمی با همچو سوابق میتواند دست‌نشانده کسی باشد؟

پرسش: پس چرا صدوده‌هزار سرباز شوروی و چهارهزار مشاور شوروی در کشور تان دارید؟ آیا حضور اینان بر آزادی شما چلیپا نمیکشد؟

پاسخ: در سراسر تاریخ، حتا در روزگار فرمانروایی بریتانیای امپریالیست بر نیمقاره، اتحاد شوروی یگانه دوست واقعی و صدیق مردم افغانستان بوده‌است. با انقلاب اپریل 1978 که دستگاه سلطنت استبدادی فیودالی در افغانستان سرنگون گردید، نقطه عطفی در مناسبات ما با شوروی به میان آمد. چنانی که میدانید وقتی طبقه حاکم از قدرت ساقط میگردد، به آسانی تسلیم نمیشود و نمیخواهد امتیازاتش را از دست دهد. لذا، عناصر استبدادی، فیودالی و ارتجاعی در جبهه نامقدس علیه روند برنامه‌ریزی شده انقلاب در افغانستان متحد شدند. آنان به پاکستان رفتند و از آنجا توطئه و نقشه حملات بر انقلاب را رویدست گرفتند. صف‌بندی در سطح منطقه در صف‌بندی بین‌المللی انعکاس یافت: نیروهای مترقی به رهبری اتحاد شوروی در برابر نیروهای ارتجاعی امپریالیستی به سردمداری ایالات متحده. تمامیت [ارضی] افغانستان در خطر بود. بر بنیاد معاهده دوستی و همکاری 1978 از دوستان شوروی کمک خواستیم. آنها پاسخ [مثبت] دادند.

پرسش: خطر [جنگهای] چریکی چقدر جدی است؟ گزارشها میگویند حکومت شما تنها شهرها را به دست دارد، در حالی که شورشیان ولایات را دارند.

پاسخ: امروز کنترل عام و تام کشور را به دست داریم. واقعیت تاریخی چنان است که اینجا به خاطر ساحات کوهستانی و دره‌های تنگ و ناهموار ملاکان فیودال زمام امور مناطق و مردم خود را – بدون تامین رابطه با مقامات حاکمیت مرکزی – در اختیار داشته‌اند. در گوشه‌های دورافتاده حتا امروز هم وضع بر همان منوال است. ولی ما کنترل موثر اوضاع را تا سطح ولسوالیها را در دست داشته و به جرگه‌های محلی قدرت زیاد داده‌ایم. البته، باندهای درنده‌یی که از سوی مرتجعین لمیده در پاکستان تحریک میشوند، مداخلات نفوذی شان را پیش میبرند و ما عکس‌العمل نشان میدهیم.

پرسش: از عملیات پنجشیر چه میگویید؟ اگر خطر اینهمه ناچیز باشد، چرا برای نابود کردنش نیاز داشتید به فرستادن آنگونه قوای مسلح فوق‌العاده بزرگ؟

پاسخ: ما در افغانستان قدرت آتش‌گشایی کافی برای ذوب کردن کوهها داریم؛ ولی نمیخواهیم چنان کنیم؛ زیرا همچو عملیات میتواند باعث مرگ مردمان بیگناه گردد. بگذارید همینقدر بگویم: عملیات مختصر ما در پنجشیر “پرابلم” آنجا را به طور کامل سرکوب کرد. پنجشیر به حالت عادی برگشته است.

پرسش: آیا گروه چریکی به رهبری احمدشاه مسعود را نابود ساخته‌اید؟ مسعود مرده است یا زنده؟

پاسخ: این مسعود که شما از وی یاد میکنید، کیست؟ تبلیغات ایالات متحده شخصیتهای مصنوعی و خدایان دروغین می‌آفرینند. ریگن در نقش هنرپیشه سینما خوب میداند که چگونه روی ستیژ جهانی – چه چلی، السلوادور یا افریقا – گُدیهایی پدید آورد. همچو تخلیقات بتهای گلین هستند و خیلی زود فرومیپاشند. مسعود ابزار امپریالیستها بود. نمیدانم زنده است یا مرده و پروایش را هم ندارم. موضوع پنجشیر حل شده‌است.

پرسش: انقلاب چپگرا را با رسوم اسلامی افغانستان چگونه سازگاری میدهید؟

پاسخ: ماشین تبلیغات امپریالیستی پندار نادرستی را به خورد غرب داده‌است: انقلاب [ثور] ضد اسلام است. اسلام سرشار است از اصول مترقی چون صلح، صداقت، حقیقت، تساوی، حرمت به همسایه. انقلاب در افغانستان در توافق کامل با همین اصول قرار دارد. حکومت انقلابی باید در خدمت مردم باشد. خواست مردم، خواست ماست. عقاید و عنعنات اسلامی بخشی از جامعه افغانستان است و ما به آن احترام داریم.

پرسش: ولی شما نمیتوانید اسلامی و کمونیستی باشید. انقلاب سوسیالیستی مذهب را تشویق نمیکند.

پاسخ: ولی این انقلاب سوسیالیستی نیست. وقتی حزب دموکراتیک خلق افغانستان در دهه 1960 پیریزی شد، ایدیولوژی چپی داشت. اما نمیتوانید دستگاه سیاسی را با شعارها دستور دهید، باید از لایه‌های زیرین مردم برخیزد. انقلاب ما انقلاب ملی دموکراتیک است، یعنی ضدفیودالی، ضدامپریالیستی با سمتگیری سوسیالیستی.

[][]

هرقدر با واژه ها بازی کنند هرقدر تصویر غبار آلود بنام های گوناگون بکشند باز هم نمیتوانند قدسیت حقیقت را نابود بسازند.
چنانچه در این گفتگو هم این قدسیت جلایش خود را دارد در میان کوهی از حقایق که از آن کنار رفته اند.
اینک شما را به دیدنگوشه ی از تاریخ مستند پنجشیر در آنزمان درست حاکمیت دولتی به رهبری جاویدنام ببرک کارمل دعوت میکنیم به این راپورتاژ کوتاه نگاه کنید. (راه پرچم )

 

منابع
برگرفته از یادداشتهای شخصی بانو Patricia Sethi و
برگهای 20 و 21 هفته‌نامه نیوزویک – یازدهم جون 1984
http://vivagoamagazine.com/details.php?id=1487

— ‏