کتاب «باختن در نبرد طولانی: وعده دروغین تغییر حکومتها در خاورمیانه» نوشتهٔ فیلیپ اچ. گوردون و ترجمهٔ فاطمه کریمخان است. این اثر در هفت فصل به بررسی مداخلات ایالات متحده در منطقه میپردازد. در این میان، فصل دوم با عنوان «ما بردیم؛ افغانستان ۱۹۷۹–۱۹۹۲» و فصل سوم با عنوان «در یک پیچ تاریخی هستیم؛ افغانستان ۲۰۰۲»، بصورت مشخص به مداخلات نظامی و سیاسی امریکا در افغانستان اختصاص یافته اند. با توجه به اهمیت ویژهٔ این موضوع، دو فصل مذکور بهصورت جداگانه تدوین و آمادهٔ نشر شده اند تا هموطنان با سهولت بیشتری به زوایای پیدا و پنهان جنگهای ویرانگر چهار دههٔ اخیر پی ببرند.
نویسنده در این دو فصل با اتکا به اسناد و مدارک گوناگون، اهداف، انگیزهها، برنامهها و عملکرد مقامات سیاسی، نظامی و استخباراتی آمریکا را کالبدشکافی کرده است. وی ابعاد فاجعهبار این مداخلات را برجسته میسازد؛ فاجعهای که به تعبیر او:
«…منجر به یکی از وحشیانهترین جنگهای داخلی دوران مدرن، مرگ و آوارگی میلیونها افغان، مسلحسازی و الهامبخشی به هزاران جنگجوی افراطی، ایجاد خلاء امنیتی، ظهور طالبان، و در نهایت عملیات دیگری برای تغییر رژیم توسط امریکا شد؛ فرایندی که پس از حملات ۱۱ سپتامبر، به نوزده سال جنگ مداوم، هزینهای بیش از یک تریلیون دالر و قربانی شدن هزاران هزار انسان انجامید.»
مطالعهٔ این فصول بهروشنی نشان میدهد که چگونه مردم افغانستان قربانی تمایلات و منافع ژئوپولیتیکی امریکا شدند؛ کشوری که نه برای آبادی و توسعهٔ افغانستان، بلکه برای تأمین اهداف خود روی مخربترین نیروها و مهرههای دستآموز سرمایهگذاری کرد. چنانکه یکی از مقامات دولت کارتر این پرسش اخلاقی را مطرح کرده بود:
«آیا قابل قبول است که برای حفظ تعادل در برابر شوروی، از جان انسانهای دیگر برای منافع ژئوپولیتیکی خود استفاده کنیم؟»
پاسخ عملی دولت وقت امریکا به این پرسش، یک «بله» قاطع بود.
یکی دیگر از ویژگیهای دردناک این دوران، چشمپوشی حامیان مالی و نظامی جنگ از نقض فاحش حقوق بشر توسط شورشیان بود. اگرچه پیروزی نیروهای مورد حمایت امریکا به فروپاشی نظام سیاسی وقت در افغانستان انجامید، اما همزمان هیولای ویرانگر دیگری را پرورش داد. به نوشتهٔ نویسنده:
«این خطرات صرفاً بلندمدت نبودند؛ زیرا کهنهسربازان کارزار افغانستان – که مهارتهای خود را در نحوهٔ جذب نیرو، آموزش، جنگ و بمبسازی ارتقا داده بودند – تقریباً بلافاصله توجه خود را معطوف به راه انداختن جهاد جهانی و حمله به امریکاییها کردند.»
این جریان در نهایت منجر به بزرگترین حملهٔ تروریستی در خاک امریکا شد و این کشور را دو دهه درگیر طولانیترین و پرهزینهترین جنگ تاریخ خود کرد. بروس ریدل به درستی نتیجهگیری کرده بود:
«با نگاه به گذشته، بهراحتی میتوان دید که غفلت ایالات متحده از افغانستان یک اشتباه بزرگ بود. واگذاری افغانستان به جنگسالاران، نهتنها رنج بیشماری به مردم این کشور فرض کرد، بلکه محیطی مسموم برای ظهور طالبان و القاعده ساخت.»
در این فصول بارها میخوانیم که میان واقعیتهای میدان جنگ و گزارشهای رسمی واشنگتن تفاوت بزرگی وجود داشته است؛ تا جایی که روزنامهٔ واشنگتنپست نوشت:
«مقامات نظامی و سیاسی دولت امریکا بهطور مداوم پیشرفت در افغانستان را بیش از حد بزرگ جلوه میدادند تا حمایت عمومی را حفظ کنند.»
با تغییر دولتها در امریکا، رؤسای جمهور جدید با راهبردهایی نظیر افزایش نیرو و تخصیص بودجههای هنگفتتر به میدان آمدند، اما وضع نهتنها بهبود نیافت، بلکه بحران عمیقتر شد. روری استوارت، از مقامات بریتانیایی، با دست گذاشتن بر «مشکل اساسی» این استراتژی هشدار داده بود که تلاش برای ایجاد یک دولت مؤثر یا شکست طالبان از اساس غیرممکن است. همچنین داگلاس لوت، هماهنگکنندهٔ کاخ سفید در امور افغانستان، به نابرابری مضحک این نبرد اشاره کرده بود:
«ما سالانه ۶۰ میلیارد دالر هزینه میکنیم، در حالی که طالبان تنها به ۶۰ میلیون دالر در سال نیاز دارند.»
نکتهٔ تأملبرانگیز دیگر، آگاهی کامل مقامات ارشد امریکایی از نقش مخرب پاکستان در این شکستها بود. کارل آیکنبری، سفیر و فرمانده سابق نیروهای امریکایی در افغانستان، صراحتاً هشدار داده بود که تا زمان وجود پناهگاههای امن در پاکستان، افزایش نیرو بیفایده است. بعدها دونالد ترامپ نیز با انتقاد تند از پاکستان اعلام کرد که امریکا دیگر میلیاردها دالر به کشوری که میزبان تروریستهاست پرداخت نخواهد کرد. با این حال، سیاست طفرهروی و سکوت عملی در برابر این نقش منفی ادامه یافت؛ سیاستی که تاوان سنگین آن را مردم افغانستان با ویرانی وطن و از دست دادن جانشان پرداختند.
در نهایت، انتشار و مطالعهٔ این دو فصل نه صرفاً بازخوانی یک برهه از تاریخ، بلکه تلاشی است برای درک ریشههای بحران کنونی افغانستان. خواننده با مرور این صفحات دریافت خواهد کرد که چرا پروژههای «تغییر رژیم» و «ملتسازیِ تحمیلی» از بیرون، محکوم به شکست هستند و چگونه ناکارآمدی سیاستهای خارجی قدرتهای بزرگ، به بهای تباهی نسلهایی از مردم افغانستان تمام شده است.
امید است مطالعهٔ این اثر، روشنیبخش افکار عمومی، پژوهشگران و تمام کسانی باشد که به دنبال فهم حقایق پشتپردهٔ چهار دهه رنج و بحران در افغانستان هستند.
—
برای خواننده با حوصله لینک اصل کتاب در آخر این کتاب نیز آورده شده است


حزب دموکراتیک خلق افغانستان
و
دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان درگذرگاه تاریخ مستند
اهدا به آنهایکه خواستار تحقیق وتتبع مستقل و بیطرفانه در بارۀ تاریخ کشور اند.
صفحه انترنتی راه پرچم افتخار دارد که مجموعۀ از اسناد ، روزنامه ها، کتاب و… مربوط ح.د.خ.ا و دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان را که طبع و نشر گردیده است همراه با یاداشت ها و دیدگاه ها و مقالات و پژوهش های داخلی و خارجی تقدیم شما نماید.
بازپخش اسناد حزبی ح.د.خ.ا ودولت جمهوری دموکراتیک افغانستان که حاوی اعلامیه ها، تصامیم وموضعگیری های دولت با اضافه خبرها وتحلیل های پیرامون اقدامات عملی آن دولت، در جهت خدمت به هموطنان است؛ میتواند منبع موثق ودقیق برای تحقیق وتتبع کسانی قرار گیرد که خواستار تحقیق وتتبع مستقل و بیطرفانه در بارۀ حوادث کشور اند.
ضرورت به یادآوری است که در نتیجه سقوط غم انگیز دولت در ثور سال 1992 و تسلط جهادی ها برمال و دارایی عامه و چوروچپاول موسسات دولتی، سبب گردید تا قسمت بیشمار اسناد، مدارک و نشرات دولتی وحزبی دوران کار وپیکار حزب و دولت از بین رفته و منابع بسیار مهم تحقیق و تتبع برای نسل های آینده ضایع و تنها به شکل پراگنده اینجا و آنجا بعضی مدارک و نشرات از چپاول در امان باقی بماند. راه پرچم به نوبه خود از همه موسسات وافرادی که این اسناد و مدارک را حفظ و همگانی ساخته و یا هم در اختیار ما قرار داده اند، صمیمانه اظهار شکران می نماید وموفقیت بیشتر آنها را در دریافت و همگانی ساختن آن خواهان است.
امیدواریم به کمک اعضای حزب وسایر هموطنان نیک اندیش، سلسله جستجو و دریافت نشرات و مدارک بیشتر را در این عرصه ادامه داده و یقیناً با دریافت آن، آنرا همگانی خواهیم ساخت.
همچنان امیدواریم بتوانیم به کمک رفقا ودوستان کلکسیون های سالهای بعدی روزنامه ها، جراید، مجلات وسایر نشرات جمهوری دموکراتیک افغانستان و اسناد ح.د.خ.ا را جمع آوری، تدوین ودر خدمت شما هموطنان گرامی وپژوهشگران تاریخ کشور قرار دهیم.
قابل یادآوری است که گرداننده های راه پرچم با تمام نیرو و درک مسولیت تا حال سعی نموده اند هرچه بیشتر در این زمینه فعال و موثرکار نمایند .
راه پرچم
بیشتر در
صفحه انترنتی راه پرچم
˓دوفصلی از کتاب « باختن در نبر طولانی» فلیپ اچ. گردون


































